رشوه خريدارى مىشدند ، نمىشد اعتماد كرد . علاء الدين با جديت كوشيد تا از عايدات نجبا بكاهد . اما سياستهاى او بعد از مرگش دنبال نشد . رابطهء ميان سلطان و نجبا بستگى داشت به قدرت نسبى آنها . در مورد رؤساى راجپوتها و ديگر فرمانروايان محلى نيز همين موضوع صادق بود . چون سلطان درك كرد كه بايد بههر ترتيب كه شده با آنان كنار آيد ، تدريجا در زمرهء نجبا پذيرفته شدند .
از نظر وظايف ، نجبا به دو دسته تقسيم مىشدند : اهل السيف و اهل القلم .
دستهء اول عمدتا از فرماندهان و يا كسانى كه قدرت آنان متكى به سپاه بود تشكيل مىشد . دسته دوم پيشوايان مذهبى و رؤساى ادارات بودند . طبيعى بود پيشوايان مذهبى باقدرتتر باشند . اينان بيشتر از طبقهء علما بودند كه يا از مشاوران سلطان بودند و يا مشغول به كار قضاوت . تمام آنان به فرقهء اسلامى كمانعطاف سنىها تعلق داشتند كه مخالف اهل تشيع كه گروهى آزادمنشتر به حساب مىآمدند بودند .
از ديدگاه نظرى ، طبقه روحانيون ، عرفا و يا قديسين را نيز شامل مىشد .
اين گروه باآنكه از قيد دلبستگىهاى دنيوى آزاد بودند ، از نظر سياسى نقش عمده داشتند . به عنوان مثال نظام الدين اوليا ، كه در حومهء دهلى مىزيست ، نفوذى فراوان پيدا كرده بود . وى هرچند به چشم حقارت به سلطان مىنگريست و از مصاحبت او پرهيز مىكرد ، سلطان نمىتوانست نسبت به گفتهها و نظرات او بىاعتنا باشد . سيد مولا در حوالى دهلى بيمارستانى بنياد نهاد كه مركز شورش تركها عليه خلجىها شد . هرچند در اين مورد شك و ترديد وجود دارد . معلوم نيست كه آيا سيد مولا قديسى واقعى يا شيادى بود كه از حسنظن مردم به پيشوايى جذاب سوء استفاده مىكرد . حتى اگر شيادى فريبكار بود ، اين واقعيت كه توانسته بود از صوفيگرى براى مقاصد سياسى سود جويد حائز اهميت و شايان توجه است .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 401
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٠١