آنجا كه ميسر بود ، از اين ثروتهاى بادآورده استفاده كنند . دربار و نجباى ولايتى در اسراف و افراط و ولخرجى روى دست يكديگر بلند مىشدند .
جامعهء اسلامى بدانگونه كه در هند متحول شود ، به سه بخش عمده تقسيم مىشد . نجبا ، خواه غير روحانى يا روحانى ؛ پيشهوران و اهل حرفه ؛ كشاورزان . نجبا از تبارهاى مختلف بودند : ترك ، افغان ، ايرانى و عرب . البته تركها و افغانها چون صاحب قدرت سياسى بودند ، اهميت ويژه داشتند . در آغاز تقسيمات طايفهاى آنها را از يكديگر جدا مىساخت . اما چون ناچار از پذيرفتن اين واقعيت شدند كه هند اقامتگاه دائمى آنها شده ، با يكديگر به آميزش و اختلاط پرداخته و بهصورت گروهى همجنس و يكدست درآمدند . آنچه به اين جريان كمك كرد و به آن شتاب بخشيد ، اقليت بودن آنان بود .
راه ارتقاء بهطبقهء نجبا براى همه باز بود . بسيارى از عالىمقامترين نجبا در ابتدا از ملازمان سلطان بودند . القاب و مقامات ، موروثى نبود .
بستگى داشت به عنايات سلطان . بعدها كه القاب و مقامات موروثى شد ، نجبا براى خود شجرهنامههاى مفصل دستوپا كردند تا ثابت كنند از نژاد بزرگانند . هندوانى كه به اسلام گرويده بودند اصرار مىورزيدند كه يقين شود بيگانهتبارند . آنان اين موضوع را بسيار مهم مىپنداشتند ؛ زيرا بلندپايگى در داشتن خون تركى يا افغانى بود و خصوصيات نژادى حائز اهميت شده بود . اما وصلت با هندوان مسلمان شده ، آنهم به مقياس بزرگ ، سبب شد تا تدريجا از خصوصيات نجبا كاسته شود .
درآمد از محل اقطاع آنان به دست مىآمد و عايدات بزرگان وابسته به دربار از شغل دربارى آنان . علىرغم اجبار به نگاهداشتن تعداد معينى سرباز ، براى روز مبادا ، درآمد اقطاع چنان بود كه زندگانى پرتجمل را ممكن سازد .
سلطان مىدانست كه عايدات و درآمدهاى نجبا بيش از آن است كه بايد باشد .
اما در اين زمينه كارى از او ساخته نبود . به بازرسان دولتى ، چون هميشه با
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 400
مساهمون: روميلا تاپار
ص٤٠٠