تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
در دوره‌هاى مشخص ، مؤيد اين واقعيت است كه قدرت سلطان نه بيش از همه بود و نه مطلق . نيروهاى مسلح از مليت‌هاى گوناگون تشكيل مىشد . ترك‌ها ، افغان‌ها ، مغول‌ها و ايرانيان و هندوان همه زير يك پرچم مىجنگيدند . اين واقعيت كه هر دارندهء اقطاع مىبايست تعدادى سرباز فراهم آورد ، نشان اين است كه درصد سربازان هندو بايستى بالا بوده باشد ؛ زيرا اكثريت نفراتى كه از ولايت مىآمدند هندو بودند . ممنوعيتى براى خدمت كردن هندوان در صفوف رسمى سپاه و يا سربازانى كه فئودال‌ها مىبايست فراهم آورند نبود . واحدهاى رزمنده در گروه‌هاى 5 و 100 و . 500 و 1000 نفره به روش مرسوم مغول‌ها دسته‌بندى مىشدند . ادارات غير نظامى را وزير اعظم سرپرستى مىكرد . جمع‌آورى درآمدها و رسيدگى به حساب‌ها و نظارت بر هزينه‌ها برعهدهء او بود . اهميت او به عنوان مشاور سلطان در مسائل غير مالى بستگى داشت به روابط خصوصى ميان آن دو . وزير اعظم همراه با سه وزير ديگر اركان چهارگانهء دولت به‌شمار مىآمدند . سه وزير ديگر عبارت بودند از : مسئول امور دفاعى كه آمار سربازان و تجهيزات سپاه سلطان و سهميهء فئودال‌ها را نگاه مىداشت ؛ وزير مسئول مسائل داخلى كشور و رئيس ديوان كه به مكاتبات و روابط ميان دربار و مأموران ايالات و ولايات رسيدگى مىكرد . وى در اطراف و اكناف كشور نمايندگان و عمّالى داشت كه او را از تمام مسائل مورد علاقهء حكومت آگاه مىكردند . قدرت فرمانداران ايالات را دو عامل محدود مىكرد : نزديكى آنان با پايتخت و حضور عمّال دربار . اما چون قدرت فرمانداران ايالات به روابط شخصى بستگى داشت محدوديت‌هاى فرضى نيز وجود داشت . هريك از ادارات و دواير دربارى در ايالات شعبه و همتا داشتند . كوچك‌ترين ادارهء دولتى پارگاناه نام داشت . شايد از ديگر ادارات مهم‌تر بود ، زيرا در آن سطح