تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
مقاصد مذهبى و دادن مسئوليت به علما و بناى مساجد و گهگاه تظاهر به فعاليت‌هاى ضد كافرى مثلا بت‌شكنى بود . تمام سلاطين به دادن چنين امتيازاتى راضى نبودند . در اين موارد علما مجبور بودند با نهايت احتياط عمل كنند . زيرا در كشورى كه اكثريت مردم آن را مردم غيربومى تشكيل مىدادند ، علنى شدن هرگونه اختلاف داخلى به ضرر سياسى دو جناح هيئت حاكمه تمام مىشد . سلطان‌ها معمولا به ظرايف و دقايق انديشه‌هاى سياسى و دينى توجه نمىكردند . اصولا ماجراجويان صاحب قوّهء قهريه بودند كه مىخواستند هرچه طولانىتر فرمانروايى كرده و هرچه بيشتر از انواع تجملات برخوردار باشند . در دربار با روى باز از انديشمندان سياسى و صاحبان قلم استقبال مىكردند به شرط آنكه اينان در انجام آنچه وظيفهء خود مىپنداشتند سختگيرى و پافشارى نكنند . بارانى شكايت داشت كه سلطان وقع چندانى به‌آنچه موعظه مىكرد ، و در واقع مشيت الهى بود ، نمىگذارد . وى به اين سبب تبعيد شد . نكتهء جالب اين است كه علما ، كه حقا مىبايست اين‌گونه شكايت‌ها را مطرح سازند ، دراين‌باره هميشه سكوت مىكردند . دربار سلطان جايگاه به رخ كشيدن ثروت هنگفت و بىپايان بود . هرروز مراسم و ضيافت‌هاى باشكوه و مفصل برگزار مىشد ؛ تنها با اين هدف كه بر فاصله و شكاف ميان سلطان و رعيت و حاكم و محكوم تأكيد شود . درآمد املاك اختصاصى هزينه مىشد تا كاخ‌هاى متعدد و حرمسراهاى گسترده و انبوه غلامان و جماعت درباريان و ملازمان اداره شوند . جمع كثيرى هميشه با سلطان بودند ، ازجمله محافظان شخصى او ؛ محافظانى كه جلب حمايت آنان براى هركس كه انديشه براندازى سلطان را در دل مىپروراند اوجب واجبات بود . كسى كه مأمور اداره و سرپرستى كارخانه‌هاى سلطان بود ، اهميت ويژه داشت . اشياء و كالاهاى مورد نياز دربار ، خواه آنچه مورد نياز شخصى بود و يا مىبايست هديه داده شود ، در اين كارخانه‌ها توليد مىشد و