تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
سندى مربوط به حضور اعراب در سند به انگيزهء آشكار بت‌شكنى اشاره دارد . محمد بن قاسم ، فاتح عرب سند ، به كسانى كه او را مأمور كرده بودند نامه‌اى نوشت و اين پاسخ را دريافت داشت : نامهء پسر عموى عزيز من محمد بن قاسم رسيد و بر مندرجات آن آگاهى حاصل شد . از قرار معلوم ساكنان بهرام‌آباد التماس دارند تا معبد خود را تعمير كنند و فرايض كيش خود را بجا آورند . چون تسليم شده و رضايت داده‌اند كه به خليفه ماليات بپردازند ديگر حق نيست بر آنان تحميلى شود . حال در زير چتر حمايت ما هستند و ديگر نمىتوانيم به جان و مال آنان تعرض و دست‌درازى بنماييم . اجازه دارند كه خداى خود را پرستش نمايند . هيچ‌كس را نبايد مانع شد يا قدغن كرد كه از مذهب خود پيروى كند . در خانهء خود حق دارند كه هرگونه كه بخواهند زندگى نمايند . . . . « 1 » بايد پذيرفت كه اعراب به مراتب از ترك‌ها متمدن‌تر بودند و رفتارى انسانىتر داشتند . با اين حال ، بايد يادآور شد كه بت‌شكنى يكى از وسايلى بوده كه با آن برترى فرمانروايان بيگانه بر مردم بومى محل را ثابت و محرز مىكرده‌اند . مسلمانان هند هنوز اندكى از جمعيت بوده و بزرگان اسلام احساس امنيت نمىكردند . در اوايل ، هندوهاى متعلق به كاست‌هاى پايين به اسلام مىگرويدند . مىپنداشتند اگر مسلمان شوند امكان فرصت‌هاى بهترى برايشان فراهم مىشود تا يكى از افراد كاست پايين هندو باشند . اين‌گونه پيروان مسلمان نمىتوانستند پشتيبانان خوبى براى امراى مسلمان معدودى كه در رأس امور بودند بشوند . اگر هندويى از طبقات بالاى جامعه مسلمان مىشد ، به ندرت به علت ايمان واقعى او به اسلام بود . معمولا انگيزه‌هاى فرصت‌طلبانه وجود داشت . بر اين پنداشت بود كه با اسلام آوردن مىتواند از
هامش
( 1 ) .Eliot and Dowson , The History of India as Told by its Own Historians , Vol . I , p . 332 .