تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
امراى افغانى در مقام مقايسه با ترك‌ها سركش‌تر بودند . سخت پايبند آزادى و استقلال قبيله‌اى خود و در ضمن پشتيبانان اصلى سلاطين لودى . براى جلب رضايت آنان اقطاع بزرگ بدانها واگذار شد . نخستين دو سلطان لودى با نيت جلب وفادارى افغان‌ها از شدت استبداد سلطان كاستند . آخرين شاه لودى ، ابراهيم درصدد استقرار مجدد استبداد قدرت مطلق خويش ، بدون توجه به حساسيت‌هاى افغان‌ها ، برآمد . اين مطلب سبب برانگيختن دشمنى امراى افغان شد . پاره‌اى از آنها در خلوت اظهار نارضايى كردند و بقيه به‌طورعلنى . اختلافات و رقابت‌هاى طايفه‌اى و قبيله‌اى را كنار نهادند و در مخالفت با ابراهيم جبههء واحد تشكيل دادند و سرانجام از بيگانگان كمك خواستند تا او را براندازند و استقلال و همطرازى خود را با سلطان به اثبات رسانند . فرمانداران پنجاب و سند از « بابر » كه يكى از بازماندگان تيمور لنگ و چنگيز خان بود ، و آرزو داشت در افغانستان بخت خود را بيازمايد ، كمك خواستند . بابر از خدا مىخواست فرصتى بيابد و نيروهاى خود را به شمال هند بياورد تا بلكه پنجاب را تصرف كند . تنها افغان‌ها نبودند كه به حمايت از بابر برخاستند . يكى از راجپوت‌ها ، كه رؤياى فرمانروايى بر دهلى را مىديد ، نيز با او متحد شد . در سال 1426 بابر در جلگهء « پانىپات » با ابراهيم روبرو شد . بهره‌مندى از آن بابر گرديد . ابراهيم كشته شد و با مرگ او فرمانروايى خاندان لودى نيز پايان گرفت . بابر سلسلهء خود را در هند مستقر ساخت و بازماندگان او ، مغول‌ها ، توانستند آرزوى سلطان دهلى را عملى ساخته و در هند حكومت شاهنشاهى سرتاسرى تشكيل دهند . برافتادن حكومت سلطان دهلى طبيعتا منجر شد به سعى و كوشش دولت‌هاى ايالتى كه اعلام استقلال كنند . پاره‌اى از آنان توفيق يافتند كه از هرج‌ومرج ، قبل از استقرار قدرت مغول‌ها ، استفاده كنند . بقيه به زودى متوجه شدند كه سرنوشت آنان با بخت و اقبال سلطان دهلى گره خورده بوده و به زودى در مقابل مغول‌ها از پا درآمدند . در مرزهاى سلطان‌نشين دهلى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 377 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده