تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
داشت تا انبوهى از انواع نسخه‌هاى باستانى دربارهء كيش هندويى از سانسكريت به عربى و فارسى ترجمه شود . در مىروت و توپيرا ستون‌هاى آشوكا را ديد و چنان شيفتهء آنها شد كه يكى از آنها را به دهلى انتقال داد و به رغم مشكلات موجود آن را در جاى چشمگيرى برفراز بام قلعهء خود نصب كرد . كنجكاوى بسيار داشت تا از معناى كتيبه‌اى كه بر آن نقر شده بود آگاه شود . اما چون خط دچار تغييرات فراوان شده بود ، كسى نتوانست كتيبه را براى او بخواند . به وى چنين گزارش دادند كه مضمون كتيبه با طلسم‌هاى جادويى و آيين‌هاى مذهبى هندو ارتباط دارد . اگر آن‌چنان كه مشهور است كه از بت‌پرستى به شدت متنفر بود ، دستور مىداد تا اين ستون‌ها را نابود سازند ، نه اينكه آنها را در چشمگيرترين نقاط و با هزار گونه احترام نصب نمايند . بدترين حمله مغول‌ها در سال 1398 به رهبرى تيمور گوركانى ( مشهور به تيمور لنگ ) ، يكى از تركان آسياى مركزى ، كه ادعا مىكرد « تغلقيه » مسلمانان باايمانى نيستند و بايد مجازات شوند ، انجام گرفت . ايالات گجرات و مالاوا و جوانپور از اين فرصت سود جستند و اعلام استقلال كردند . تيمور پس از غارت دهلى و سپردن پنجاب به يكى از دست‌نشاندگان خود به آسياى مركزى مراجعت كرد . فرمانروايى تغلقيه اندكى بعد پايان يافت . اما حكومت سلطان ، كه حال از شوكت سابق آن چيزى به جا نمانده بود ، ادامه يافت . دست‌نشاندهء تيمور دهلى را تصرف كرد و خود را سلطان خواند . وى اولين شاه از سلسلهء « سيد » ها بود كه تا نيمهء اول سدهء پانزدهم بر سر كار بودند . حكومت سلطان ، به‌طور اسمى ، دوام آورد . سلسلهء سيدها دستگاه حكومت را چند سالى اداره كرد تا سرانجام سلسله‌اى باقابليت‌تر جاى آنان را گرفت . فرماندار يكى از ايالات شمالى به نام بهلول لودى در سال 1451 از فرصت استفاده كرد و سيدها را از سلطنت خلع و خود سلطان دهلى شد . لودىها خاندانى كاملا افغانىتبار بودند . معناى حكومت آنان افول قدرت امراى ترك بود .