انتقال يابد . اين اسم جديد شهر ديواگيرى ، پايتخت سابق ياداواها ، بود و اين انتقال در سالهاى 1327 - 1330 انجام گرفت . اگر محمد رضايت داده بود كه فقط دربار به آنجا برده شود ، شايد اين انتقال ممكن بود اما گويند وى اصرار ورزيد تا تمام جمعيت ساكن دهلى به دولتآباد نقل مكان كنند . چون دولتآباد براى اين منظور نامناسب بود خوشبختانه اين كار عملى نشد .
سرانجام دربار به دهلى مراجعت كرد .
در ضمن مشكلات ديگرى براين مشكلات اضافه و انباشته شد .
راجپوتها دوباره دژ چيتور را تصرف كردند ؛ فرماندار بنگال شورش كرد ؛ مغولها به سند هجوم آورده و آنجا را غارت كردند و لازم آمد با پول تطميع شوند تا به سرزمين خود برگردند . چون محمد از عهدهء رفع اين مشكلات برآمد ، از نو به صرافت لشكركشى به آسياى مركزى افتاد . اما لازمهء اين ماجراجويى منابع مالى بيشتر بود . سلطان به فكر ضرب سكههاى مسى و برنجى ، كه ارزشى بيش از قيمت واقعى آنها داشته باشد ، افتاد . شايد مىخواست قدم جاى پاى چينىها و ايرانىها بگذارد كه اين نوع پول نشانهاى را به جريان گذاشته بودند . شايد اين انديشهء جديد مىتوانست مشكلات مالى او را بگشايد اما نتوانست بر ضرب اينگونه سكه نظارت دقيق اعمال كند . نتيجه به هرجومرج مالى و اقتصادى انجاميد و سيل سكههاى تقلبى بازار را آشفته ساخت . با اندوه از فكر لشكركشى به خراسان منصرف شد . به اردوكشى مختصرى به ارتفاعات كانگارا در ناحيه هيماليا اكتفا كرد .
اين لشكركشى چندان هم بىهدف نبود ؛ زيرا خانهاى نقاط كوهستانى معمولا به ياغيان و سركشان جلگهها پناه مىدادند و قصد او از لشكركشى به كانگاراگو شمالى آنان بود .
از يكنظر انتقال پايتخت از دهلى به دولتآباد حركتى نمادين بود .
علاء الدين پى برده بود سلطاننشين دهلى هيچگاه از عهدهء تصرف تمام نواحى جنوب شبهقارهء هند برنخواهد آمد . پس بهترين ترتيب ممكن اين بود
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٧١