تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
نظر اقتصادى و اجتماعى جلو رفته ، قدرت سياسى كسب كند . در ظاهر به اين گروه از تازه مسلمانان توجه و عنايت فراوان مىشد اما در حقيقت مورد شك و سوءظن امرا و نجباى ترك و افغان بودند . سنت‌گرايان ، خواه هندو يا مسلمان ، به يك اندازه در برابر نفوذ هريك در مذهب ديگرى مقاومت مىكردند . باآنكه مسلمانان بر كافران مسلط بوده و فرمانروايى مىكردند ، كافران آنان را وحشى و بربر مىدانستند . معبد هندى براى مسلمانان نه تنها نماد و نشانهء شرك و بت‌پرستى و خدايان دروغين ، بلكه يادآور دائمى آن بود كه به‌رغم قدرت سياسى در زندگى روزمرهء كشورى كه بر آن حكومت مىكردند . مكان‌هايى وجود داشت كه حق ورود بدان را نداشتند . موضوع تنها محدود به مسائل آيينى و اعتقادى هم نبود ؛ زيرا از دورترين ايام معبد مركز حيات روستايى هند بود . هندوان در معبد دور يكديگر جمع مىشدند . براى صاحبان قدرت هر نوع اجتماعى هراسناك و وحشت‌آور است ؛ زيرا هميشه در اجتماعات نطفهء انقلاب‌ها بسته مىشود . ( به همين دليل بود كه سلطان‌نشين دهلى از مراكز تعليمات صوفيه نيز وحشت داشت ) . معبد هم بانك محل ، هم مالك ، هم كارفرماى تعداد بىشمارى از صاحبان حرف و پيشه‌وران مدارس ، هم مركز گفت‌وگو ، هم مركز ادارى روستا و از همه مهم‌تر بزرگ‌ترين مركز سرگرمىهاى روستا بود ؛ زيرا تمام جشن‌ها و مراسم عيدها در آن‌جا برگزار مىشد . هيئت حاكمه ، كه اقليتى مسلمان بود ، از حق شركت در تمام اينها محروم بود . كافى بود چشم او به معبد بيفتد تا اين محدوديت و محروميت به يادش بيايد . از سوى ديگر اين محدوديت مسلمانان تنها سلاحى بود كه هندوان به وسيلهء آن مىتوانستند از نابودى فرهنگ خود ، به‌رغم آنكه قدرت سياسى را از دست داده بودند ، جلوگيرى كنند . با توجه به علاقهء فيروز به گذشته تاريخى و فرهنگى هند اين تمايل او به بت‌شكنى در تضادى آشكار است . وى پس از بازديد از كتابخانهء كانگرا مقرر
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 375 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده