تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
مالاوا به‌جنگ ادامه داد و توانست دو دژ عمدهء راجپوت‌ها : رانت‌هامبهور و چيتور را بگشايد و به سمت جنوب لشكركشى كند . ولى در اين لشكركشى ناكام ماند . وى هنوز در اين آرزو بود كه جنوب هند را به‌تصرف درآورد و از اين‌رو ، بارديگر به آن‌جا اردوكشى كرد . اين‌بار به فرماندهى هندويى اهل گجرات كه به اسلام گرويده بود و ملك كافور نام داشت ، توانست پيروزىهاى چشمگير به دست آورد . جنوب هند نسبت به خطرى كه از شمال متوجه آن بود ، آگاه شده بود . ملك كافور به هرسو حمله كرد و سرانجام تعدادى قرارداد صلح امضا كرد . حتى به‌شهر مادوراى پايتخت سلسلهء « پانديا » ها حمله آورد . در اين راستا بيش از ساير فرمانروايان شمال توفيق يافت . چنين مىنمود كه سرانجام علاء الدين به آرزوى خود مبنى بر ايجاد شاهنشاهى واحد در سراسر هند خواهد رسيد كه دسيسه‌ها و توطئه‌هاى داخلى در شمال مانع از اجراى نقشه‌هاى او گرديد . گجرات و چيتور و ديواگيرى از سلطان روگرداندند . علاء الدين در سال 1316 از غصه دق كرد . در چهار سال بعد شاهان متعدد بر تخت سلطان دهلى تكيه زدند . آخرين آنان هندوى از كاست‌هاى فرودين بود كه به اسلام گرويده و مورد عنايت سلطان بود . وى سلطان را به‌قتل رساند و تاج و تخت او را غصب كرد . وقايع‌نويسان شرح مفصلى دربارهء اينكه وى از كاست‌هاى فرودين بود نوشته‌اند . نكته‌اى كه لااقل از ديدگاه نظرى نمىبايست در جامعهء مدعى مساوات افراد ، اين‌چنين مورد تأكيد قرار گيرد . يكى از خاندان‌هاى نجباى ترك از اين واقعيت كه وى در اصل هندو و آن هم از كاستى فرودين بوده استفاده كرد و طغيانى پيروزمندانه را عليه او رهبرى كرد . غياث الدين تغلق يكى از مرزداران شمال شورش را اداره كرد و در سال 1320 بر تخت سلطان دهلى جلوس كرد و سلسلهء تغلقيه را بنياد نهاد . سلطان تازه به‌قدرت رسيده همان آرزوهاى علاء الدين را در سر مىپروراند . در وارانگال و اوريسا و بنگال جنگ‌ها كرد ، اما سياست‌هاى