غير مسلمانان يا كافران دريافت مىشد ؛ يك پنجم از غنايمى كه در جهاد عليه كافران به دست مىآمد . دستآخر مالياتى اضافى كه مسلمانان مىپرداختند تا صرف جامعهء مسلمانان و امور دينى شود . ماليات بر فرآوردههاى كشاورزى كه منبع منظم درآمد سلطان بود معمولا معادل بيست درصد ارزش محصولات بود اما گاهى تا پنجاه درصد هم بالا مىرفت . اين ماليات بزرگترين منبع درآمد سلاطين دهلى بود .
گرفتن جزيه يا ماليات غير مسلمانان بسته بههوس سلطان كم يا زياد شده و ازجمله منابع عمدهء درآمد محسوب نمىشد . از ديدگاه تئورى ، طبقات فراوانى از پرداخت جزيه معاف بودند ؛ هرچند اين معافيت ثابت و قطعى نبود . چهبسا از اين نوع ماليات بهعنوان وسيلهاى قانونى براى افزودن بر درآمدها استفاده مىشد . مراد از آن لزوما اذيت و آزار مردم غير مسلمان نبود .
شهروند جزيهپرداز با گرويدن به اسلام از پرداخت جزيه معاف مىشد . در نتيجه افزايش گروندگان به اسلام مىتوانست سبب كاهش درآمدهاى حكومت شود ! بنابراين سلطان گاهى چندان شوقى نداشت كه تودههاى وسيع مردم به دين اسلام بگروند . جزيه را معمولا شهرنشينان و اهل تخصص و پيشهوران مىپرداختند و اگر حكومت مىخواست معادل همين مبلغ را از طريق افزايش مالياتهاى كشاورزى كسب كند ، سبب فقر بيشتر طبقهء روستايى مىشد .
ماليات ويژهاى را هم كه مسلمانان مىپرداختند ، بستگى به ارادهء سلطان داشت . سهم حكومت از غنايم جنگى معمولا بيشتر از حد مقرر بود .
گاهى حتى تا چهار پنجم غنايم حاصله از جنگ و جهاد را براى شخص سلطان كنار مىگذاشتند . يكى ديگر از منابع درآمد حقوق گمركى و عوارض بازرگانى كالاهاى تجارى بود كه از دو و نيم درصد تا ده درصد ارزش كالاها محاسبه مىشد .
سلطاننشين به ايالاتى چند تقسيم شده بود . هر ايالت فرمانروايى داشت
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 365
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٦٥