تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
زمينه ، بالبان كامياب شد و طغيان‌ها را با قاطعيت و خشونت سركوب كرد و در مناطق بالقوه دردسرآفرين سپاهيانى را كه كشاورز نيز بودند اسكان داد . اينان هم مأمور كسب اطلاعات بودند و هم وسيله‌اى براى تسلط بر رؤساى محلى . تشكيلات ادارى را يكنواخت و منظم ساخت . برترى نژادى و سياسى ترك‌ها را تا آن‌جا مورد تأكيد قرار داد كه حتى اجازه نمىداد هندوهايى كه به مذهب اسلام نيز گرويده بودند ، در مقام مسئول قرار گيرند . به قصد پايان دادن به توطئه‌هاى سياسى بر يگانگى ترك‌ها و متمركز ساختن تمام وفادارى آنان به نماد قدرت ترك‌ها ، يعنى مقام سلطنت ، اصرار ورزيد . بالبان سلسله نوينى را بنياد نگذارد و سلطان‌نشين دهلى همچنان دوام آورد . در سال 1290 گروه ديگرى از تركان ، خلجىها ، روى كار آمد . خلجىها از تبار افغانى خود سود بردند و بدان وسيله وفادارى امراى ناراضى افغانى را كه مىپنداشتند بىجهت مورد بىمهرى سلطان‌هاى پيشين قرار گرفته بودند ، جلب كردند . خلجىها همچنين ابايى نداشتند كه مقامات عاليه ادارى را به هندوهاى مسلمان شده واگذار كنند . در اين راستا روشى خلاف شيوهء بالبان پيش گرفتند . سلسلهء تازه برسركارآمده نيز با انواع مخمصه و گرفتارى از جمله طغيان‌ها و جنگ با راجپوت‌ها و مغولان روبرو بود . اما بالبان بنيادى استوار براى سلطان‌نشين دهلى ريخته بود و كافى بود كه خلجىها از خود استوارى و پايدارى نشان دهند . سلطان خلجى سالخورده ، برادرزاده‌اى جاه‌طلب داشت به‌نام علاء الدين كه در جنگ‌هاى مشرق هند و دكن شاهد پيروزى را در آغوش كشيده بود . در سال 1296 به شهر ديواگيرى كه هنوز در تسلط ياداواها بود حمله كرد . شاه ياداوايى تسليم شد و مقدار زيادى طلا ، به‌عنوان بخشى از پيمان صلح ، به علاء الدين داد . علاء الدين به شمال آمد و سلطان دهلى را به‌قتل رساند و خود را سلطان خواند . رضايت امرا و اشراف را با طلاهايى كه از ياداوا گرفته بود ، خريدارى كرد . دورهء سلطنت علاء الدين چه از نظر وسعت قلمرو سلطان و