تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
اين است كه از اين پس سلطان‌نشين دهلى را يكى از دولت‌هاى هندى به‌شمار آوردند و نه به‌عنوان زايده‌اى از نواحى تحت فرمان سلاطين افغانستان ، اما ترك‌ها در هند احساس امنيت نمىكردند و هميشه از اينكه راجپوت‌ها بر عليه آنان دست اتحاد به يكديگر بدهند وحشت داشتند . يكى از شگفتىهاى تاريخ آن دوره اين است كه چرا چنين اتحاديه‌اى تشكيل نشد . اختلافات داخلى ميان خود ترك‌ها نيز دليل ديگر اين احساس عدم امنيت بود . سلطان غزنى آرزوى خود را دربارهء تصرف سرزمين پنجاب پنهان نمىكرد ؛ آرزويى كه قطب الدين براى جلوگيرى از آن ناچار شد پايتخت خود را به شهر لاهور كه از دهلى به افغانستان نزديك‌تر بود ، انتقال دهد . اما نجباى ترك ساكن دهلى از ديگر گروه‌ها و دسته‌هاى ترك نيرومندتر بودند و پس از مرگ قطب الدين ، داماد او ، ايلتوتميش ، را به عنوان سلطان انتخاب كرده و دستگاه دولت را دوباره به شهر دهلى انتقال دادند . ايلتوتميش خيلى زود دريافت براى نجات متصرفات ترك‌ها در هند بايد در تثبيت قدرت سلطان‌نشين دهلى بكوشد و مانع از سركشى نجباى ترك و ايجاد امارات مستقل توسط آنان شود . به سال 1220 مرز سلطان‌نشين دهلى را در طول رود سند مستحكم كرد . نجباى ترك را سر جاى خود نشاند . اما سرانجام راجپوت‌ها به خود آمده ، توفيق يافتند دژ معروف رانت‌هامبهور را كه قبلا از دست داده بودند دوباره تصرف كنند . ايلتوتميش عليه راجپوت‌ها لشكركشى كرد . اين اولين نبرد از سلسله جنگ‌هاى بىحاصل ميان ترك‌ها و راجپوت‌ها بود . از حملات غزنويان به مرزهاى شمالى شايد جلوگيرى به‌عمل آمده بود اما چه كسى مىتوانست در برابر مغول‌ها كه سرزمين اصلى خود را رها كرده و در آسياى مركزى رخنه كرده بود ايستادگى كند . مغولان با يك سلسله يورش‌هاى پىدرپى در سال‌هاى 1229 - 1241 توانستند بر پنجاب تسلط يابند . ايلتوتميش نتوانست در برابر آنها مقاومت كند . با مرگ ايلتوتميش بر