تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
در مبارزهء همه‌جانبه براى كسب قدرت ، سلطان‌نشين دهلى به‌صورت عامل اصلى درآمد كه در كوشش براى ممانعت از پيدا شدن قدرت‌هاى ناحيه‌اى توفيق يافت . به علت اين موقعيت ممتاز ، دربار دهلى بسيارى از اهل ادب و سياست را به سوى خود جلب كرد . از اين‌رو به اندازه كافى منابع و مآخذ در دست است كه آگاهىهاى سودمند دربارهء اوضاع سياسى و ادارى آن‌جا فراهم شود . رسم و رسوم سياسى و ادارى رايج آن‌جا اقتباسى ساده ، از آنچه در ميان اعراب و ايرانيان رواج داشت ، نبود . بيشتر ناشى از مقتضيات عملى و واكنش در برابر شرايط مخصوص هند بود . بنابراين الگوهاى سياسى و ادارى كه در آن‌جا متحول شد شباهت نزديك داشت با آنچه در ديگر سلطان‌نشين‌هاى محلى زير فرمان ترك‌ها و افغان‌ها مرسوم بود . منبع عمده براى مطالعهء تاريخ سلطان‌نشين دهلى آثار وقايع‌نويسان و شعراى دربارى است كه توجه آنان بيشتر متوجه دربار و شخص سلطان بود و كمتر به شرح زندگى و اوضاع خارج از اين دايرهء تنگ و محدود مىپرداختند . از آن‌جا كه اغلب اين مؤلفان و نويسندگان متكى به لطف و عنايت دربار و شخص سلطان بودند ، طبيعى است كه نمىتوانستند نسبت به اوضاع سياسى آن‌جا بىطرف و بىغرض باشند . علاوه بر اين ، آثار و تأليفات محققان اسلامى ديگر كشورها و سرزمين‌ها سرمشق و الگوى آنها بود . آنان هرچند رويدادهاى سياسى را تابع دين مىدانستند ، اما همه نيز به اين رويدادها به چشم خواست و مشيت الهى نمىنگريستند . به قياس تأليفات وقايع‌نويس مشهور آن دوره به‌نام بارانى ، اكثر مؤلفان آن روزگار از ديدگاه خواست خداوند به اتفاقات تاريخى و سياسى نگاه مىكردند . اما بارانى به آن زمان تعلق داشت كه اعتقاد همگان بر آن بود كه به علت رفتارهاى غير معهود بعضى از سلاطين دهلى ، خداوند آن سلطان‌نشين را به‌كلى فراموش كرده است . ديگر مورخان آن زمان از قبيل امير خسرو و عفيفى و ديگران در قضاوت چنين سختگير نبودند .