رخنه كرد . پراكريت جينىها بهشدت از زبان آپابهرامشا متأثر شد .
اينجاست كه نقطهء اتصال ميان زبان كهنهتر و زبان جديدتر كاملا آشكار و واضح است . حتى اثر بيشتر اين نفوذ را در جينامهاراشترى و گجراتى مىتوان مشاهده كرد .
زبان ماراتى پس از آنكه مورد پسند قديسين و اولياى فرقههاى عرفانى هند قرار گرفت باسرعت متحول شد . زبان گجراتى - زبان رايج در ايلات سائوراشتراى امروزى - را ، راهبهاى جينى تقويت كردند . شعرهاى عامهپسند كه براى همراهى با رقص مشهور راساليلا - وصف كريشناى جوان و دختر شيرفروش - سروده شده ، يكى از مؤثرترين ابزار ترويج اين زبان بود . شعرهاى مزبور هستهء ادبيات اوليهء زبان گجراتى شد . زبانهاى بنگالى و آسامى و اوريايى ( در اوريسا بدان سخن رانده مىشود ) و لهجههاى بيهار ( بوهجپورى ، مايتيلى و مگدهى ) همگى پاجوشهايىاند كه از كنار پراكريت اوليه ، كه در مگده به آن تكلم مىكردند ، سرزدند . آنچه به پيدايش و رواج زبانهاى محلى بسيار كمك كرد ، پيدا شدن فرقههاى جديد مذهبى بود كه مىخواستند با زبان رايج و زنده در محل با مردم ارتباط برقرار سازند .
تفاوتها و علاقههاى محلى به صورتهاى مختلف بروز كرد ؛ ازجمله در معمارى و مجسمهسازى . در معابد آن دوره آشكارا تجلى اين جدا شدن راه از اسلوب كلاسيك و تفاوت در سبك ديده مىشود . در سه ناحيهء شمالى معابد باعظمت و زيبا بهجا ماندهاند . در راجستان ، گجرات در مغرب هند .
بوندلخند در هند مركزى . در اوريسا در مشرق . اسلوب كلى معمارى در همهجا همانند است و باناگارا يا اسلوب شمال هند سازگار . اما اين بدان معنا نيست كه در اين معمارى تفاوتهاى محلى چشم را نمىنوازد . نقشهء ناگارا اصولا به شكل مربع بود . اما به علت برجستگى تدريجى در هريك از اضلاع چهارگانه بهنظر چليپاوار مىنمود . برج بلند مركزى اندكاندك با قوسى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 346
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٤٦