گريشنا ، جستجو كرد . گينا گويندا ( سرود كريشنا ) اثر جاياديوا كه در سدهء دوازدهم سروده شد وصفى ملموس از دلباختگى كريشنا - تجسم مادى ويشنو - به رادها است كه هنوز كسى نتوانسته در غزلسرايى بدان پايه برسد .
گويندگان ديگر مانند گواردهانا يا ميلهانا در چائوراپانجا شيكا با چنان راحتى و بىپردگى به شرح جزئيات مضامين عشقى پرداختند كه ديگر نيازى به ظاهرسازى مذهبى براى پردهپوشى مضمون واقعى آنها نبود .
پرداختن به مضمونهاى عاشقانه و جنسى به شعر محدود نبود . در مجسمههاى معابد و آيين تانتريك نيز به طور آشكار ديده مىشد . چه بسيار كه دربارهء تباهى ذوق و گرايش به هرزگى و شهوتپرستى و فساد اخلاقى هند در اين دوره گفته و نوشته شده است . اما در ميان اين همه آثار شهوانى ، به مقدار قابل ملاحظه ، احساسات لطيف و زيبايىهاى دلنشينى نهفته است ؛ به عنوان مثال در گيناگويندا و يا در مجسمههاى خاجوراهو . مىگويند يكى از علايم فرارسيدن دورهء انحطاط در هر فرهنگى ، توجه ناسالم و بيش از حد به مضامين شهوانى و موضوع روابط جنسى است . اما تحليل عينى و آفاقى هر فرهنگى نشان مىدهد كه وصف و به تصوير كشيدن اينگونه مضامين در سطوح مختلف ادوار گوناگون هميشه رواج داشته و معمول بوده است .
هرچند شكل و نمادهايى كه براى ابراز مطلب به كار مىرود فرق مىكند . از ياد نبايد برد كه با تضعيف و كمرنگ شدن كيش بودا ، كه سخت پايبند تقوا و پرهيزكارى بود و لذات جسمانى را گناه مىدانست ، بىقيدى در جامعهء آن روز رواج يافته بود . رواج بىقيدى به نوبهء خود موجب شد كه هم در ادبيات و هم در هنر باصراحت و علانيه به موضوع عشق و مسائل جنسى پرداخته شود . رسوم فئودالى سبب شد كه در طبقات بالا زنها منزوى و خانهنشين شوند و به اين علت سادهترين رابطه ميان مرد و زن در هالهاى از تخيلات عاشقانه پوشيده شود . در ديگر فرهنگها اميالى كه اينگونه برانگيخته مىشد به مجراهاى متعالى هدايت مىگرديد . اما در هند اين اميال اجازه
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 344
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٤٤