تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
شده بود ؛ مجموعه‌اى كه هرچند در سدهء يازدهم آن‌هم به نظم سروده شده اما هنوز طراوت خود را از دست نداده و مقبوليت همگانى دارد . داستان‌هاى تاريخى كه در اين دوره اهميت يافت ، از پاجوش‌هاى نثر عاشقانه و ثمره قوت گرفتن احساس وفادارىهاى منطقه‌اى و محلى بود . اين گونه داستان‌ها به نثر و نظم تأليف مىشد ، اما آنچه به نثر نوشته مىشد رواج بيشتر داشت . اكثر زندگىنامه‌ها تاريخى بود مانند زندگىنامه‌اى كه پادماكوپتا دربارهء يكى از شاهان مالوا تأليف كرده بود و يا بيوگرافى بيل‌هانا از شاه چالوكيا ويكرامادتياى چهارم . گاهى تاريخ ناحيه‌اى تأليف مىشد ، مانند كتاب راجاتاران گينى تأليف كال‌هانا ؛ يا آنكه تأليف جنبهء عمومىتر داشت و در آن از شخصيت‌هاى تاريخى و مؤسسات مختلف ياد شده بود ، مانند پاريشن شتاپاروان اثر هماچاندرا . تئاتر باآنكه اصولا از پديده‌هاى دربار به شمار مىآمد ، توانست خصوصيات نمايش‌نامه‌هاى پيشين را حفظ كند . نمايشنامهء مودرا راكشاسا ( انگشتر خانم راكشاسا ) اثر ويشاك‌هاداتا كه براساس دسيسه‌اى سياسى در عصر مئوريان تأليف شده بود ، نمايش‌نامه‌اى بود بر خلاف معمول ، كمدى عاشقانه نبود . نمايش‌نامه‌هايى كه بعدا نوشته شد ، مخصوصا آثار بهاودابهوتى لطافت خاص داشت . جنبهء كمدى آنها در حداقل بود . ديگر نمايش‌نامه نويس‌هاى آن دوره از قبيل مورارى ، هستى مالا ، راجاشكهارا و كشمى شورا نمايش‌نامه‌هايى نوشته‌اند كه به عنوان آثار ادبى موفق‌تر بودند تا روى صحنه به اجرا درآيند . شعر غزلواره ، كه بيشتر جنبهء فردى و خصوصى داشت ، رواج يافته بود . شايد خودجوش‌ترين آثار ادبى آن عهد موج عظيم اشعار شهوت‌انگيز بود كه مشخصه ادبى آن روزگار است . بهترين نمونهء آنها اشعار يك‌بندى « بهارترى هارى » است . شايد انگيزهء سرودن بعضى از اين اشعار عاشقانه را بايد در انديشه‌هاى بعضى فرقه‌هاى عرفانى ، مثلا وصف و تعريف عشق رادها و