يافتند بدون شرمندگى و خجالت بروز كنند ؛ ابرازى كه در واقع نوعى اعتراض نسبت به مقررات اجتماعى خلاف طبيعت بود . پارهاى از محققان سعى كردند براى نمادهاى عشقى و شهوانى كه در فرهنگ هندى ديده مىشود ، تفسيرى روحانى قائل شوند . چنين تفسيرهايى از شعر و هنر اين دوره با حقيقت واقع ربطى ندارد .
به رغم محدوديتهاى زبان سانسكريت هنوز اين زبان براى تأليف ادبيات دربارى به كار مىرفت . هنوز هيچيك از زبانهاى محلى شمالى هند آنچنان تحول نيافته بود كه وسيلهء مناسبى براى بروز انديشههاى پيچيده در ادبيات آن عصر باشد . در زبان پالى چند شرح وقايع و دستور زبان و متن حقوقى نوشته شد كه خوانندگان معدودى داشت . بيشتر خوانندگان نوشتههاى به زبان پالى پيروان كيش بودا بودند . سرنوشت زبان پراكريت بهتر از اين نبود . در تنگناى ميان زبان سانسكريت و پيدايش زبانهاى نوين گير كرده بود . حتى جينىها ، كه عمده متون دينى آنها به زبان پراكريت تأليف شده بود ، حال متوجه زبان سانسكريت شده بودند و اسلوب مزين نويسندگى به زبان سانسكريت در ادبيات زبان پراكريت نيز تأثيرگذارى كرده بود . آخرين اثر قابل توجه و مهم كه با سنت ادبى زبان پراكريت تأليف شد ، زندگىنامهء ياشوفرمان فرمانرواى قنوج بود كه كائوداوادها نام داشت و اثر اديب معروف آن عصر بهنام وكپاتى بود .
با تمام اين احوال ، بر خلاف زبان پالى و سانسكريت ، از ديدگاه زبانشناسى ، پراكريت حائز اهميت و شايان توجه است . اين نمونهء عالىاى است از چگونگى تحول زبانشناسى ، جزئيات جريان تحول پراكريت به زبان آپابهرامشا ، زبان محلى نوين ، در آن ديده مىشود . آپابهرامشا ( كه معناى تحت اللفظى آن « فروافتادن » است ) يكى از لهجههاى محلى و تحريف شدهء پراكريت است كه نخست در نواحى شمال غربى هند پيدا شد و پس از حملهء هونها ، به موازات مهاجرت مردم به نقاط مركزى و مغرب هند ، در آن نواحى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 345
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٤٥