ابراز منويات همگان شد . تحقير و ناپسند دانستن آموزشهاى حرفهاى نمونه شكافى است كه در سنتهاى تعليم و تربيت اين دوره به وجود آمد و به فقر و ابتذال انواع تعليم و تربيت خواه رسمى و خواه فنى انجاميد . تمام آثار علمى اين دوره شرحنويسى بر نوشتههاى گذشتگان است ؛ مثلا شرحهايى كه بر آثار چاراكا و شوش روتا نوشتند . آنان به تجزيه و تحليل مسائل نظرى مىپرداختند بدون اينكه آنچه مطرح مىشد ، ارتباطى با علوم و دانش تجربى داشته باشد . هرجا آزمايش مىشد نتايج سودمند و عملى به دست مىآمد ، مثلا در مورد كاربرد آهن و جيوه در امور پزشكى . دانش نجوم به صورت يكى از شعبهها و يا خادمان علم احكام نجوم درآمد . در اين دوره تنها در زمينه رياضيات آن هم در رشتهء جبر و مقابله ، پيشرفتهايى حاصل شد .
تأليف انواع ادبيات به زبان سانسكريت انجام مىشد . غرض عمده از اين تأليفات فضلفروشى و تقليد از آثار گذشتگان بود . مشخصهء عمدهء اين آثار كاربرد انواع صناعات ادبى از سجع و قافيه گرفته تا انواع بازىها با كلمات بود . معمولترين سبكها شعرهاى احساسى و نثرهاى عاشقانه بود كه مضامين آنها از داستانهاى آشناى حماسهها و پورناها اقتباس شده بود . با اين گونه تمهيدات ، جنبهء داستانى مضمون را با اطمينان فداى تصنعات كلامى مىكردند . عروض و ديگر جوانب فنى شعر مورد توجه و دقت خاص قرار داشت . مؤلفان و شاعرانى كه به زبان سانسكريت مىنوشتند و شعر مىگفتند در دربارهاى شاهان گوناگون مورد استقبال بودند . اين سلاطين و دربارهايشان خود را موظف مىدانستند افتخارات دربارهاى گذشته را ، لااقل با مقياسى كوچكتر ، از نو زنده كنند .
داستاننويسى اينچنين مصنوعى و ساختگى نبود . مضمونها را معمولا از داستانهاى مشهور منابع سنتى اقتباس كرده و با اسلوب بسيار عاشقانه و احساساتى آن عصر مىنوشتند . تنها استثناى اين وضع ناهنجار ، مجموعهء كاتاسارى تساگارا ( اقيانوس جريان داستانها ) بود كه توسط سوماديوا گردآورى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٤٢