پرسشهايى كه به روشن شدن بيشتر مسائل و مشكلات منجر مىشد . البته استثناهايى هم وجود داشت ، اما اين استثناها چنان ناچيز و ضعيف بود كه نمىتوانست بر فعاليتهاى روشنفكرى آن دوره تأثير گذارد . نتيجه اين طرز برخورد دستكم گرفتن و مبتذل دانستن هرگونه آموزش حرفهاى و فنى شد .
براى غير برهمنها نظام كهن آموزش ديدن در اصناف ، به عنوان شاگرد پيشهوران ، ادامه يافت . تعليماتى كه در اينجا داده مىشد ، به آموزشهاى حرفهاى محدود بود . در صومعههاى بودايى هنوز رشتههايى سواى الهيات تعليم داده مىشد . حضور انبوهى از دانشجويان غير هندى سبب شد كه در اين مؤسسات آموزشى ، طرز برخوردى آزادمنشانهتر با مسائل مطرح باشد .
اما حتى اينگونه مؤسسات آموزشى تدريجا به مراكز انحصارى آموزش تعاليم بودا تبديل شد . اينگونه صومعهها ، كه پرآوازهترين آنها در « نالاندا » بود ، عموما در مشرق هند قرار داشتند . انهدام نالاندا به دست تركها باعث شد تا بساط تعليم و تربيت بودايى در هند برچيده شود . مراكز تربيتى جينىها ، كه از نظر روحى و معنوى به كيش بودا نزديكتر بود تا آيين برهمنى ، در مغرب هند متمركز بود . مخصوصا در « سائوراشترا » ، گجرات ، راجستان ، و « شروانا بلگولا » واقع در ميسور ، جايى كه هنوز پيروان كيش جينى ، مخصوصا در ميان بازرگانان ، فراوان بود .
محتواى الهياتى تعليم و تربيت برهمنى هرچند براى مقاصد برهمنى بسيار مناسب بود ، اما اثرى محدود كننده بر سنت انديشمندى مىگذاشت .
اين واقعيت كه هر نوع آموزشى مىبايست با واسطهگرى زبان سانسكريت انجام شود ، بر شدت و اثر اين محدوديت مىافزود . در اواخر اين دوره تنها برهمنها و عدهاى محدود ، صاحب امتيازات و تحصيلكردهها ، با اين زبان آشنا بودند و مىتوانستند بدان تكلم كرده و بنويسند و بخوانند . نتيجهء اين وضع بذركشى داخلى از انديشههاى موجود و كهنه بود كه سرانجام موجب انزوا و ضعف سنتهاى برهمنى گرديد . زبانهاى محلى تازه پيدا شده وسيلهء
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 341
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٤١