تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
رعايت نمىكردند . اشاره‌هاى فراوان ديده مىشود به پيدايش تعداد زير كاست‌ها كه منشاء كاستى مخلوطى داشتند . ازجمله اينان زيركاست معروف به « كاياستا » ها بود كه از دبيران و منشىهاى ادارات تشكيل مىشد . اينان مأمور نوشتن اسناد و ثبت و ضبط پرونده‌ها و بايگانىها بودند . در حوالى سدهء يازدهم به عنوان يك زيركاست به رسميت شناخته شدند اما دربارهء اينكه اصل كاستى آنها چيست اختلاف و آشفتگى بروز كرد . جمعى آنها را از جملهء كشتريه‌ها مىدانستند و بعضى مىگفتند مخلوطىاند از برهمن‌ها و شودراها . بعيد نيست كه اين اصل كاستى مخلوط آنان از اختراعات بعدى كسانى باشد كه مىبايست آنها را در سلسله مراتب كاست‌ها جاى دهند . اينان چون با دربار و مقام سلطنت در تماس دائم بودند ، از شأن اجتماعى بالايى برخوردار بودند . در بعضى موارد به آنها زمين نيز واگذار شد و تبديل شدند به زمين‌داران ثروتمند . تعدادى زيركاست‌هاى نوظهور در ارتباط با مشاغل اختصاصى پيدا شد ؛ مثلا مشاغلى كه لازمهء حضور آنان مهارت در جراحى يا پزشكى يا دانش رياضى بود . ادبيات برهمنى اين دوره حاكى از ضديت و دشمنى با مشاغلى است كه در زمينهء فنى تخصص داشتند . بر طبق يكى از شرح‌هايى كه در اين دوره بر « مانو » نوشته شده ، هرگونه اشتغال فنى از گناهان صغيره شمرده مىشد . ازجمله مشاغلى كه تصدى آنان گناه دانسته مىشد ، ساختن پل و سدسازى بود . احتمال بايد داد كه صاحبان قدرت سياسى از توانمندىهاى مضمر در دانش فنى باخبر بوده و نسبت به آن حساسيت داشته‌اند . پاره‌اى از زيركاست‌ها مدعى بودند از بازماندگان اسلاف صاحب عزتى هستند كه به علت نيازهاى اقتصادى مجبور به تغيير شغل شده‌اند . مثلا زيركاست « كهاترى » ها كه از زيركاست‌هاى بااهميت شمال هند بودند ، ادعا مىكردند كه در اصل به كاست كشتريه تعلق داشته و سپس به بازرگانى مشغول شده و در نتيجه مقام اجتماعى اوليهء خود را از دست داده‌اند .