وفادارى سياسى روزبهروز كمرنگتر و ناخالصتر شود . در سدههاى بعدى انحصارهاى كاستى مطلقيت يافت . در مورد يانچاياتهاى كاستى به اوج خود رسيد . در روستا هر كاستى دادگاه ويژه خود را داشت كه عالىترين مرجع دربارهء اختلافات ميان افراد هركاست بود .
در منابع برهمنهاى اين دوره اشاره مىشود به اصلاحات در ساختار نظام كاستى . براى توجيه اين تغييرات دست بدامان متون كهن شدند . پناه بردن به اين متون خود سبب شد تا برهمنها منزوىتر شده و ساختار كاستى از ديدگاه نظرى استوارتر و نفوذناپذيرتر شود . در ميدان رقابت ميان برهمنها از يكسو و جامعهء بازرگانان از سوى ديگر برهمنها ، كه حال با به دست آوردن مالكيت اراضى صاحب قدرت سياسى نيز شده بودند ، جلو افتاده و پيروز شدند . ضعف و انحطاط جامعهء بازرگانان به ضرر كيش بودا تمام شد ؛ زيرا كيش بودا از پشتيبانى مالى طبقهء بازرگان بهرهمند بود . تنها در شرق هند بود كه كيش بودا توانست موقعيت خويش را حفظ كند ، آن هم به دليل برخوردار بودن از پشتيبانى دربار . به اين ترتيب ، رقيب عمدهء مذهبى برهمنها نيز اهميت خود را از دست داد . ميل شديد برهمنها به در انحصار گرفتن همهچيز منجر به دور شدن آنان از ديگر طبقات جامعه ، مخصوصا كاستهاى فرودين شد . نه تنها هرگونه تماس بدنى با « چندلاها » ( مردم خارج از كاست ) اسباب نجاست دانسته مىشد ، بلكه كافى بود سايهء يكى از نجسها بر گذرگاهى بيفتد كه برهمن از آنجا عبور مىكرد تا برهمن خود را مجبور به غسل طهارت بداند . اينگونه مراسم سبب تحقير بيشتر شودراها و مردم خارج از كاست گرديد . اندك اندك موضوع نجس بودن افراد به فرقههاى كاستهاى بالا ، كه مرتد شده و با برهمنها مخالفت مىورزيدند ، نيز سرايت كرد .
اما قرائنى موجود است كه كاستهاى ميانى - كشتريهها و ويشياها - به اندازهاى كه برهمنها موعظه مىكردند و اصرار مىورزيدند قواعد كاستى را
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 338
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٣٨