دو عامل مانع از ركود و از رونق نيفتادن اقتصاد شهرها در شرق هند مىشد . بازرگانى با جنوبشرق آسيا در سدههاى دوازدهم و سيزدهم موجب شد كه فعاليت اقتصادى ادامه يافته و اين شهرها از رفاه نسبى برخوردار باشند . اين بازرگانى سبب گردش پول بود و به تدريج در دورهء سلطنت « سنا » ها ، موضوع ارزيابى مالياتى نقدى املاك مرسوم شد . از نو رواج يافتن اقتصاد مبتنى بر پول همراه با امكانات مساعدتر براى توليد اضافى ( هرچند به گونهاى محدود ) اين امكان را براى شهرها به وجود آورد تا بارديگر به مراكز بازرگانى و توزيع تبديل شوند . اما اين بازگشت به سمت اقتصاد بازرگانى يكنواخت و ثابت نبود . دليل اين امر وضع سكههاى آن دوره است كه به هنگام مقايسه با سكههاى فلزى دورهء كوپتا حاكى از وفور سكههاى مقلوب است . اين امر به خصوص دربارهء سكههاى طلا و نقره صادق بود . در مورد سكههاى طلا گاهى عيار ناخالصى به پنجاه درصد مىرسيد .
تنها گروهى كه در اين دوره كارشان بيش از هميشه رونق يافت رباخواران بودند . بهرهء وام معمولا پانزده درصد بود . اما در منابع چائوهانها فراوان به مواردى كه حكايت از بهره سنگينتر سى درصد و در مورد راشتراكوتاها بيست و پنج درصد است ، برمىخوريم . شايد اين نرخهاى سنگين به علت ركود بازرگانى و كمى پول در گردش بوده است . دخالت دادن مسائل كاستى در مورد وامگيرى نظم و ترتيب يافته بود . بهرهاى كه از برهمنها و اصل مىشد ، دو درصد و آنچه از شودراها گرفته مىشد ، پنج درصد و يا حتى بيشتر بود . اين خود عامل ديگرى براى محدود كردن قابليت تحرك روستائيان - كه حال ديگر به سختى مىتوانستند قرضهاى خود را بپردازند - گرديد .
تقسيم كار بيشتر در اقتصاد روستايى منجر به ازدياد زيركاستها در روستا شد . به اين ترتيب توسعه و بهبود اوضاع روستا به عنوان يك واحد زنده دشوارتر شد ؛ زيرا كاستها و زيركاستها بهطور طبيعى دنبال منافع و تشكيلات طبقاتى خود بودند . بنابراين ارتباط ناشى از كاست سبب مىشد
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 337
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٣٧