كلى مؤيد ادعاهاى او بود . بنابراين بر مشروعيت حكومت سلطنتى موروثى تأكيد فراوان مىشد . جانشينى موروثى كه بهطور خودبهخود انجام مىگرفت وسيلهء مؤثرى براى جلوگيرى از دخالت فرمانروايان باجگذار شاه در امور مىشد . در غير اين صورت زمينداران مىتوانستند در انتخاب شاه بعدى دخالت كرده و قدرت و نفوذ بيشترى پيدا كنند . به اين علت بود كه انتخاب شاه ، مانند مورد كوپالا در خاندان پالا ، موجب هيجان و شگفتى شده بود . در اين دوره بر آسمانى بودن مقام سلطنت و موضوع حمايت شاه از كاست « كشتريه » اصرار زياد مىشد . حمايتى كه بهطور ضمنى تأكيد مىكرد زمينداران مقامى پستتر از شاه دارند . اما چون شاه ديگر رابطهء مستقيم با روستائيان نداشت ، نتيجه اين شد كه رعايا نسبت به ارباب زميندار ، حامى بلافاصله خود ، احساس وفادارى كنند . اين امر موجب ازدياد قدرت زميندار گرديد . براى جبران و پاسخگويى به اين روال به گونهاى مداوم يادآور تعهد باستانى شاه به حمايت و پشتيبانى از روستائيان مىشدند .
نظريهء سياسى عمدهء اين عصر عمدتا عبارت بود از تكرار و نقل عبارات و جملات متنهاى كهن در مواردى كه با امور جارى ارتباط پيدا مىكرد . به عبارت ديگر شرحنويسى بر متنهاى قديمى . تنها استثناى چشمگير بر اين روال آثار هماچاندرا ( 1089 - 1173 ) است كه پيرو كيش جينى بود و در مغرب هند مىزيست و مىنوشت . نوشتههايش متأثر از انديشههاى خالص و استوار كيش جينىها بود كه روىهمرفته تحت تأثير تمايلات سازشكارى ، كه مشخصهء رسم و روال آن روزگار بود ، قرار نمىگرفت . يكى از نظرياتش مقابلهء مستقيم و آشكار با مواضع سنتگرايان بود . وى اعتقاد داشت كه وضع جامعه بايد با تصويب قوانين متناسب با شرايط روز بهبودى يابد ؛ نظريهاى كه نتيجهاى منطقى آن اين بود كه نظام موجود هيچگونه قداست ويژه ندارد .
در نوشتههاى حقوقى تمايل به استفاده از متون كهن براى مشروع جلوه دادن شيوههاى معمول معاصر منعكس بود . نتيجه آنكه شرحهاى مفصل بر
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 334
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٣٤