بود بخششها و واگذارىهايى كه به برهمنها انجام مىگرفت ، مبتنى بر ميل به انجام ثواب دينى بوده و از مقولهاى جداگانه بود . برهمنها وظيفهء اجراى مراسم مذهبى و قربانى كردن براى شاه را برعهده داشتند . اعتقاد و نظريهء پذيرفته شده اين بود كه يك ششم از ثواب حاصله بدانها مىرسد . بنابراين از يكسو شاه در پشتيبانى و حمايت از برهمنها ساعى بود و آنان نيز به عنوان سپاسگزارى و يارى متقابل براى او شجرهنامههاى دروغين جعل مىكردند .
زمينداران غير مذهبى عموما از خاندانهاى سرداران و امراى لشكرى بودند . اصرارى كه راجپوتها داشتند تا ثابت كنند از كاست كشتريهاند عمدتا به قصد كسب مزاياى ارتشى بود . آنان مىخواستند ثابت كنند كه به طبقهء جنگجويان تعلق دارند . براى زندهنگاهداشتن اين تصور و تثبيت شهرت رزمنده بودن جنگ و درگيرى مسلحانهء دائمى ازجمله واجبات بود .
از آنجا كه انگيزهء اصلى براى جنگ ، يعنى غارت و چپاول ، را هميشه نمىشد آشكار ساخت ، رسوم و آداب تعارف و احترام مفصلى را وضع كرده بودند تا كوچكترين انحراف از آنها يا رعايت نكردن آن و يا بدگويى و غيبت مىتوانست بهانهء كافى براى شروع جنگ و درگيرى مسلحانه باشد . اشتياق و رغبت به جنگ و زدوخورد ، كه از مشخصات اين دوره است ، مىتواند بعضا به اين علت باشد كه گاهى ملاك تصميمگيرىهاى منجر به جنگ معناى تحت اللفظى پارهاى از نظريهپردازان سياسى آن دوره بود . مثلا مىپنداشتند كه روابط سياسى ميان دولتها و حكومتهاى محلى بايد بر پايهء نظام « ماندالا » استوار باشد . در اين طرز تفكر فرض مسلم اين است كه هميشه يكى از همسايگان دشمن طبيعى و فطرى است . جنگ مظهر دبدبهء توخالى و بىمعنا شد و كشته شدن در ميدان جنگ بزرگترين افتخار ممكن . در سلطاننشين چاندالا ، روستاهايى را وقف تأمين هزينهء زندگى خانواده و سربازانى كرده بودند كه در جنگ جانباخته بودند . البته از همين وسيله استفاده مىشد تا تعداد لازم و مورد احتياج ، نفر به صفوف نيروهاى مسلح بپيوندند . سعى در
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: روميلا تاپار
ص٣٣١