تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
محير العقول قهرمانى جلوه داده مىشد و زشت‌ترين و ناپسندترين تملق‌گويىها و چاپلوسىها از عادات معمولى و روزمرهء درباريان بود . البته بودند فرمانروايان زيركترى كه با هوشيارى بيشتر رفتار مىكردند . طبقهء اشراف با درآمدهاى حاصل از كشاورزى زندگانى مىكرد ، اما خود آنان در امر كشت‌وكار هيچ‌گونه دخالتى نداشتند . بسيارى از مالكان برهمن زارع اجير مىكردند ؛ زيرا بنا بر قواعد نظام كاستى اقدام به كشت‌وكار براى آنان ممنوع و قدغن بود . صومعه‌هاى بودايى نيز كشت‌وكار در املاك و روستاهاى ملكى خود را به ديگران واگذار مىكردند . كليهء اعمال كشاورزى توسط روستائيانى انجام مىشد كه عموما از كاست « شودرا » بودند . بنابراين روستائيان وسيلهء بهره‌كشى و زيردست رؤساى زمين‌دار بودند . تمركز قدرت سياسى و اقتصادى در دست عده‌اى انگشت‌شمار از خصوصيات نوظهور اين دوره شد . قبل از آن توزيع قدرت در سطح بسيار وسيع‌ترى انجام مىگرفت ، زيرا هم دستگاه ادارى و هم بزرگان گروه‌هاى بازرگانى و شهرنشينى - مثلا اصناف بازرگانان و پيشه‌وران - در اعمال قدرت شريك بودند . آنچه باعث شدت گرفتن اين روال ، تمركز قدرت در دست عده‌اى انگشت‌شمار ، شد خودكفايى روستاها بود كه به قطع ارتباط با ديگر روستاها و كم شدن رفت‌وآمد ميان آنها انجاميد . همچنين باعث اعمال نظارت شديدتر بر تقسيم كار و امكان جابه‌جايى جمعيت روستايى گرديد . دو عاملى كه خود باعث شدت يافتن تسلط زمين‌داران بر روستائيان شد . شاه با آنكه از نظر درآمد و تأمين افراد نيروهاى مسلح متكى بر زمين‌داران بود ، بر آنها تسلط داشت . اما تعادل ميان قدرت شاه و نفوذ زمين‌داران دچار تغييرات بود . از خوش‌اقبالى شاه اين تعادل هميشه به سوى او سنگينى مىكرد ؛ زيرا از پشتيبانى انديشمندان سياسى ، يعنى برهمن‌ها ، برخوردار بود . نفع برهمن‌ها اقتضا مىكرد از نهادى حمايت كنند كه ضامن رفاه و ثروت آنان باشد . خوشبختى شاه در اين بود كه مشروعيت نهفته در متون مقدس به‌طور