تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
گفت‌وگو قرار گرفت . عمده‌ترين اينان فيلسوف ويشنوپرست رامانوجا ( 1017 - 1131 ) بود . از برهمن‌هاى اهل تيروپاتى بود كه بخش عمدهء از زندگانى خود را به تعليم در معبد شريرانگام گذراند . رامانوجا با فرضيهء شانكارا مبنى بر اين‌كه وسيلهء عمدهء رستگارى دانش و علم است مخالف بود . بر اين باور بود آگاهى و دانش يكى از راه‌هايى است كه به‌اندازهء عرفان كامل ، يعنى تسليم محض در برابر پروردگار ، نه مؤثر است و نه قابل اطمينان . مانند ديگر عرفا ، خداى رامانوجا ، سرشار بود از عشق و رحمت و مهربانى . هرچند رابطه با خداوند با اصطلاحات فلسفى تعريف مىشد ، اما در اصل رابطه‌اى خصوصى و استوار بر عشق بود . تأكيدى كه در اين رابطه بر فرد مىشد ، تقريبا طعم عقايد پروتستان‌ها را داشت . رامانوجا در واقع پلى بود مستحكم ميان فرقهء عارفان از يك‌سو و الهيات هندوى از سوى ديگر . سعى او معطوف بود به درهم آميختن دو انديشهء جدا از يكديگر . انديشه‌هاى رامانوجا در مراكز مختلف الهيات هندوى نفوذ پيدا كرد و تعاليم او در سرتاسر شبه‌قارهء هند فراگير شد . اصرار او بر اينكه خداوند بخشنده است ، منجر به دودستگى در ميان پيروان او شد . گروهى كه به‌نام گروه شمالى معروف شد ، مىپنداشتند آدمى براى رستگارى نهايى بايد دل به بخشندگى و رحمت خداوند ببندد . دستهء ديگر كه به گروه جنوبى موسوم بودند ، مىگفتند خود خدا به گونه‌اى دلبخواه خودش آنان را كه بايد رستگار شده و نجات يابند گزينش خواهد كرد ، طرز تفكرى كه به نحوى شگفت‌انگيز يادآور تعليمات كالونيست‌هاست . يكى ديگر از انديشمندان سدهء سيزدهم مادهوا است كه تعليمات او بيشتر به زبان كاناندا اجرا مىشد . وى نيز كوشش داشت كه ميان انديشه‌هاى اهل عرفان هند و الهيات هندى سازش ايجاد كند . مادهوا از ويشنوپرستان بود و ويشنو را به عنوان خداى واحد و يكتا پرستش مىكرد و افكارش از انديشه‌هاى مكتب جنوبى پيروان رامانوجا متأثر بود . اعتقاد داشت عنايت