پرتجمل ممكن ساخت . سلسلههاى سلطنتى كماهميتتر مانند هويسالاها نيز سعى كردند با ساختن بناهاى عظيم مذهبى رعاياى خود را مجذوب و مرعوب سازند .
معمارى چولا حجارى معبد در كوه و تپه را كنار نهاد و منحصرا به برپايى بناهاى واقع در فضاى آزاد رو آورد . متأسفانه از خانههاى مسكونى آن دوره چيزى به جا نمانده است . تنها معابد سرپا ماندهاند . در معمارى معابد دورهء چولا بر تالار مركزى زيارتگاه تأكيد مىشود . ورود به تالار مركزى از طريق يكى از سرسراهاى ورودى ، بسته به ابعاد معبد بود . در كنار تالار مركزى معمولا « شيخارا » يا برجى پيشكرده و تقريبا به شكل هرم و متناسب با ابعاد معبد بالا رفته بود . معبد را حياطى محصور احاطه مىكرد . ديوارهاى حصار از داخل بر تعدادى ستون استوار بود . همانگونه كه در معبدهاى تنجور ، گنگى ، كوندا ، چولا و پورام ديده مىشود . وروديهء معابد دروازههاى مزينى داشت كه انعكاس دهنده اسلوب شيخارا بود . تدريجا بر اهميت دروازهها چنان افزوده شد كه با خود شيخارا همچشمى مىكرد ، مانند معبد ميناكشى در مادوراى و معبد شريرانگام در ترينچى پولى .
مجسمههاى سنگى معمولا معين و كمككار معمارى بود و همان كيفيت شكوهمند بنا را داشت . بيشتر وقتها نقش مايهاى تزيينى در افريزها و ستونها و طارمىها به كار مىرفت . اما در ساختن مجسمههاى برنزى بود كه هنرمندان دورهء چولا به اوج مراتب هنرى دست يافتند . آثارى آفريدند كه با بهترين آثار همانند در سراسر دنيا برابرى مىكند . بيش از همهء مجسمهها و شمايل ايزدان و واقفان و قديسين بودند كه با فناورى ويژه ساخته شده و در تالارهاى اندرونى معبد نصب مىشد . در اين مجسمههاست كه بيش از هر جاى ديگر نبوع هنرى استادان جنوب ديده مىشود .
در معبدهاى دكن سنت معمارى پيشين « چالوكيا » ها حفظ شد ، هرچند كه اندك اندك بر تزيينات آن افزوده شد . جريانى كه با كاربرد سنگهاى صابونى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٩٦