تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
- كه نرم‌تر از سنگ‌هايى است كه قبلا مصرف مىشد - سرعت گرفت . معبدهايى كه بعدها به دست چالوكياها و هويسالاها بنا شد ، چه از نظر نقشهء كف و چه از نظر نقشهء نما ، با اسلوب شمال و جنوب تفاوت داشت . زيباترين نمونه اين‌گونه بناها معبدهاى هويسالاها در « هاله‌يند » - دوراسامودراى قديمى - « بلور » و « سومنات‌پور » است . نقشهء كف ديگر مستطيل شكل نبود و بر الگوى ستاره و يا چند ضلعى بنا مىشد كه تمامى معبد ، ازجمله زيارتگاه اصلى ، كفش‌كن‌ها ، راهروهاى جانبى و ورودىهاى سرپوشيده ، در آن جاى داده مىشد . تمام مجموعه بر روى سكويى جاى داشت . در معابد بزرگ ، كه هرگونه برجى را كنار گذاشته بودند ، اين نقشهءنما چنان مىنمود كه معبد بنايى مسطح دارد . اين تصور را تزئينات سطح خارجى معبد قوت مىبخشيد كه از سلسله‌اى از قاب‌بندىهاى تزيينى باريك كه به‌طور افقى ديوارهاى معبد را دور زده و حاوى افريزهاى زينتى ، نگاره‌هاى حيوانات و گياهان و نوازندگان و رقاصان و صحنه‌هاى جنگ و اتفاقات مهم مذهبى بود ، تشكيل مىشد . نقشهء ستاره شكل در مقام مقايسه با نقشه‌هاى مستطيل شكل فضاى ديوارى بيشترى براى مجسمه‌ها و نقشهاى كم‌عمق ديوارى فراهم مىآورد . شايد شگفت‌انگيزترين جنبهء معابد هويسالاها ستون‌هاى ضخيم و كوتاه آنهاست كه اين تصور را ايجاد مىكنند كه خراطى شده‌اند و آشكار است كه در ساختن آنها مهارت زياد به كار رفته است . معابد نوعى وسيلهء عرفى براى نشان دادن قدرت و شكوه سلسله‌هاى سلطنتى نيز بود . آشكار است كه معابد چولا مدعى بودند كه نمادهايى از اين گونه‌اند . تفوق سياسى چولاها ، هرچند موجب دلخورى قدرت‌هاى غرب و شمال دكن بود ، نمايانگر اين واقعيت نيز بود كه مركز قدرت در شبه‌قارهء محدود به يك ناحيه نيست و مىتواند از اين ناحيه به آن ناحيه تغيير موضع دهد . در اين سده‌ها ابتكار در پيشرفت با بخش جنوبى شبه قاره بود . هند شمالى دچار خمودگى و سنت‌گرايى شده بود . بخش شبه‌جزيره‌اى هند بود