تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
همين ملاحظات دربارهء زبان « ماراتى » ، زبانى كه در دكن غربى رواج يافت و مخصوصا مورد حمايت فرمانروايان « يادوا » بود و از سوى آن حمايت مىشد ، نيز صادق است . از اين جالب‌تر و مهم‌تر اين بود كه پيروان محلى فرقه‌هاى عرفانى زبان ماراتى را ، كه از تاميل به آن‌جا نفوذ كرده و در دكن شمالى و غربى شايع شده بود ، اقتباس كردند . به اين ترتيب نه تنها موجباتى فراهم آمد كه سرودهاى مورد علاقه همگان به زبان ماراتى سروده شود ، بلكه متن‌هاى كهن‌ترى مانند « گيتا » براى عموم قابل فهم شد و زبان ماراتى به عنوان زبان طبقهء روشنفكر در جامعه جا افتاد . جدايى زبان سانسكريت از زبان‌هاى محلى در مذهب نيز ديده مىشود . سانسكريت زبان الهيات هندوها و برهمن‌ها باقى ماند . شگفت‌آور آنكه بودائيان و پيروان كيش جينىها ، دو مذهبى كه هرروز از تعداد پيروان آن كاسته مىشد ، بيش از هميشه پايبند زبان سانسكريت شدند . در اواخر اين دوره عملا براى كيش بودا پيروى باقى نماند و همگان پذيرفتند كه بودا تجسم ويشنو است . اما كيش جينىها توانست پيروانش را در « ميسور » حفظ كند . آنچه سبب ضعف اين دو كيش گرديد تا اندازه‌اى مربوط بود به محبوب همگان شدن فرقه عرفانى كه ديگر محدود به سرزمين تاميل نبود و پيدا شدن فرقه‌هاى ديگر كه به شيوا و ويشنو ارادت مىورزيدند . سرودهاى عرفانى قديم جمع‌آورى شد . آنچه اين سرودها را محبوب همگان مىساخت ، وحدانيت و يكتاپرستى نهفته در آنها بود . وحدانيتى كه مايهء جذابيت و دلنشينى اين سروده‌ها مىشد به نوبهء خود در ادبيات محل و رساله‌هاى فلسفى مورد توجه قرار گرفت و اصل آن به منبع « اوپانيشاد » رديابى شد و اين از يك نظر به سازش ميان كيش برهمن ودايى و فرقهء عرفانى كه در تاميل آغاز شده بود كمك كرد . كسانى كه تعاليم كيش ويشنو را موعظه مىكردند ، يا « آجارياهاى ويشنوپرست » جاى اولياى فرقه‌هاى عرفانى و الوارها را گرفتند و به اين جنبهء تحولات دينى كمك بسيار كردند . كيش شيوا در جنوب