است براينكه ديگر زبان تاميل در اثر درهمآميزى با زبان سانسكريت و وامگيرى واژهها از سانسكريت تحول يافته و غنى شده بود . اگر در مراكز آموزش عالى ، زبان تاميل مورد عنايت قرار گرفته بود ، چهبسا ادبياتى بسيار مؤثرتر و پرمحتواتر از آنچه در اين دوره در اين مراكز خلق شد ، به وجود آمده بود .
در تمام نواحى جنوبى شبه قاره زبانهاى منطقهاى از كنار زبان سانسكريت روييد . اين زبانهاى محلى از زبان سانسكريت كاملا جدا نبود ؛ زيرا پارهاى از آنها مانند زبان ماراتى از تحول زبان پاراكريت محلى پيدا شده بود . بعضى نيز پاجوشهايى بودند كه از بغل ريشهء دراويدى روييده بودند ؛ مانند زبانهاى تاميل ، تلگو و كاناندا كه مجموع اصلاحات و لغات آنان به شدت وامدار زبان سانسكريت بود . اما خاطرهء اين اشتقاق ، بهگونهاى روزافزون ، و به موازات تحول و بروز درآمدن زبانهاى نوين ، مبهمتر و تاريكتر مىشد . زبان تلگو در سدهء نهم در ناحيه اندهارا شكل و قوام يافت . در ظرف چند سدهء بعد تعدادى از آثار سانسكريت مانند نوشتههاى كاليداسا ، مهابهاراتا و رامايانه به زبان تلگو برگردانده شد ، آنهم با شيوهاى كه براى مردم كوچه و بازار قابل فهم و مقبول باشد . آنچه باعث شد كه ادبيات تلگو در اين دوره چندان ترقى نكند ، عدم پشتيبانى دربار و سلطنت بود .
از اين ديدگاه ، زبان كاناندا ، زبانى كه در نواحى اطراف شهر ميسور رواج يافت ، صاحب مزيت بود ؛ زيرا نه تنها مورد حمايت دربار سلطان محل بود بلكه از پشتيبانى كيش جينىها كه هنوز در آن ناحيه نفوذ داشت نيز بهرهمند بود و سرانجام زبان نهضتهاى دينى « ويراشيوا » و « لينگايات » شد ( نهضتى كه بعدها در آن ناحيه نيروى مذهبى مهمى شد و هنوز هم هست ) . در ابتداى اين دوره ، زبان كاناندا رقيب جدى براى زبان تلگو بود . اما به تدريج زبان تلگو در « اندهارا » برترى يافت . نخستين تأليفاتى كه به زبان كاناندا صورت گرفت ، نيز اقتباس آثار سانسكريت بود .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 289
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٨٩