شخص سومى فروخته مىشدند . افراد بسيارى به معابد فروخته شده بودند .
مخصوصا كسانى كه دچار قحطى شده بودند اما تعداد بردگان محدود بود .
زيرا بردهها يا خانگى بودند و يا به معابد تعلق داشتند . از كاربرد برده به مقياس زياد براى استفاده در توليد خبرى در دست نيست .
در ميان كاستهاى ميانى ( سواى برهمنها و شودراها ) چندان فرق و تفاوت گذاشته نمىشد يا اگر تفاوت بود بدان توجه زياد نمىشد . آنچه موقعيت كاستى را اصلاح مىكرد ، وضع اقتصادى افراد بود . مثلا كسانى كه براى دربار كار مىكردند ، گاهى صاحب مزايايى مىشدند كه به كاست ديگرى تعلق داشت . كسانى كه فرمانهاى شاه راجندرا را روى الواح مسى حكاكى مىكردند ، يا آن دسته از بافندگان شهر كانچىپورام كه براى خانوادهء سلطنتى پارچه مىبافتند يا سنگتراشهايى كه در معابد و يا كاخهاى سلطنتى به كار مشغول بودند ، از پرداخت پارهاى عوارض معاف بودند . هرچند پارهاى از اينان مانند بافندگان به كاستى فرودين تعلق داشتند ، اما نسبت به ديگر اعضاى همان كاست بيشتر مورد احترام بودند . گاهى اشاراتى ديده مىشود كه همراه سرزنش و ايراد نسبت به موارد آميزش كاستها است . از اينجا مىتوان استنباط كرد كه هرچند برهمنها بر رعايت دقيق قواعد كاستها اصرار مىورزيدند ، اما گاهى جامعه به اين اصرار وقعى نمىنهاد و بدان بىتوجهى مىشد .
معبد مركز تعليم و تربيت رسمى به زبان سانسكريت بود ؛ نظامى كه از ايام گذشته باقى مانده بود . دانشآموزان يا توسط روحانيون معابد در روستاهاى كوچك آموزش مىديدند و يا به مدارس تعليمات عاليه كه به معابد بزرگتر وابسته بودند مىرفتند . در مورد برهمنها ، آنها كه چنين آموزشى ديده بودند يا به عنوان روحانى به خدمت معبد درمىآمدند و يا آنكه جذب دستگاه ادارى منطقه مىشدند . آموزش و پرورش در صومعههاى جينىها و بودائيان نيز ممكن بود اما چون تعداد اينگونه مؤسسات آموزشى زياد نبود ، تأثير
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 287
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٨٧