چندانى نداشتند . تحصيل در مراكز آموزش عالى براساسى منظم و مرتب استوار بود و دانشجويان بايد بهگونهاى منظم در مجلس درس حضور يافته ، و آموزش يابند . بهترين مؤسسات آموزش عالى در انايرام ، تريب هووانى ، تيرووادوتوراى و تيرورىيور واقع بود . چون آموزش به زبان سانسكريت بود و تقريبا هيچكس از زبان محلى تاميل استفاده نمىكرد ، تماس تمام كسانى كه به تحصيلات عاليه مىپرداختند با زندگى روزمره و مردمى قطع مىشد .
آموزشهاى فنى از طريق آموزش كارآموزان در صنفهاى گوناگون و گروههاى پيشهوران انتقال مىيافت . در سطحى همگانىتر آموزشهاى شفاهى رواج داشت ؛ آموزشهايى كه به مراتب از آنچه به زبان سانسكريت در مراكز آموزش عالى تعليم داده مىشد سهلتر بود . اينگونه آموزش از طريق سرودههاى فرقههاى شيواپرست و ويشنوپرست و سرودهايى كه عرفاى تاميل سروده بودند ، انتقال مىيافت . براى دانشآموزان بىسواد سرودها را مىخواندند و توضيح مىدادند تا آنكه به حافظه بسپارند و بتوانند شفاها بازگو كنند .
آموزش ادبيات سانسكريت تداوم يافت . كتابهاى دستورزبان ، لغت ، معانى بيان و شرح بر متون داستانى و داستانهاى منظوم و منثور نوشته مىشد . در تأليف اينگونه كتابها از سنتها و اسلوبهاى گذشته پيروى مىشد . كمتر اتفاق مىافتاد كه در اينگونه تأليفات نوآورى صورت گيرد .
نتيجه آنكه ، اگر از يكى دو استثنا چشمپوشى شود ، هرآنچه تأليف مىشد روزبهروز مصنوعىتر و كممحتواتر بود . گاهى آثارى به همين شيوه در زبان تاميل تأليف مىشد . الگوى اين آثار ادبى تاميل عمدتا از ادبيات سانسكريت اقتباس مىشد . اما در ادبيات تاميل اين دوره طراوت و سرزندگى بيشترى آفريده شد ؛ مانند آثارى كه توسط كوتان ، پوگالندى ، جايان گوندور و كالادانار ديده مىشود و يا روايت كامبان از اثر مشهور رامايانه . در بسيارى از كتيبههاى باقيمانده ، عبارات مفصل به زبان تاميل گنجانده شده كه دليلى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٨٨