يكى از مشخصات برجستهء اين دوره توجه همگان در رابطه با يكديگر به قيد و بندهاى ناشى از كاست بود . برهمنها به معناى واقعى كلمه خود را تافتهء جدا بافته از بقيهء جامعه دانسته و به موقعيت ممتاز خود در جامعه فخر مىفروختند . برهمن اهل جنوب هند ، هم به عنوان پيشواى مذهبى احساس مىكرد كه موقعيتى ممتاز دارد و هم به عنوان صاحب قدرت اقتصادى . آنان گذشته از اينكه از پرداخت ماليات معاف بوده و زمينها به آنان تعلق داشت ، از حمايت و پشتيبانى دربار نيز برخوردار بودند ؛ در اصل نماد و نمايندهء فرهنگ بيگانه بودند ، اما مقام و شأن آنها نيز برايشان احترام به ارمغان مىآورد . بر خلاف برهمنهاى مالك زمين در شمال هند ، برهمنهاى جنوبى ماجراجويى بيشتر مىكردند و درآمدهاى خود را در تجارت به كار مىانداختند . در پارهاى از نواحى چنان درگير كار بازرگانى و دادوستد شدند كه برهمنها را با كاست بازرگانان مربوط مىدانستند . حتى بعضى از آنان ، بهرغم اينكه سفر دريايى را حرام مىدانستند ، به سرزمينهاى جنوبشرقى آسيا مهاجرت كردند و در آنجا سكونت دائم گزيدند .
ظاهرا مهمترين وجه تمايز سلسله مراتب كاستها تقسيم جامعه به برهمنها و غير برهمنها بود . در مقام مقايسه با شمال در ميان غير برهمنها چندان گفتوگويى از كشتريهها و ويشياها نبود . اما موضوع شودراها مطرح بود . شودراها دو نوع بودند : شودراهاى طاهر كه تماس يافتن با آنان سبب نجاست دانسته نمىشد ، و شودراهاى نجس كه حق ورود به معابد را نداشتند .
تصويرى كه از اوضاع كاست آن دوره به دست مىآيد ، چنين خلاصه مىشود :
تمام مواضع قدرت در دست برهمنها بود و كسانى كه كم يا بيش براى آنان كار مىكردند . با اين ترتيب طبيعى بود برهمنها بر رعايت مقررات كاستى و تقويت شوراهاى كاستى اصرار ورزند . چنين سياستى مانع از پيدايش پايگاهى جهت وحدت غير برهمنها در برابر برهمنها مىشد .
بردگى رواج داشت . مردان و زنان يا خودشان را مىفروختند و يا توسط
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 286
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٨٦