به مغرب ، ايران و عربستان و « سيراف » در خليج فارس مركز تجارت با اين ناحيه بود . در اين سدهها حجم تجارت با چين بهمقدار بىسابقه گسترش يافت و منجر به انحصار بازرگانى خارجى در چين شد و دولت چين منافع حاصل از بازرگانى خارجى را به دست گرفت . گويا بازرگانان هندى در ساحل چين واقع در نزديكى « فرمز » سكونت گزيده بودهاند . به علت تسلط مغولان بر آسياىمركزى كالاهاى بازرگانى كه مخصوصا از جنوب چين به مقصد آسياىغربى و اروپا صادر مىشد ، تقريبا فقط از طريق دريا حمل مىشد . از جنوب هند انواع پارچه ، ادويه ، داروها ، جواهرات ، عاج ، شاخ ، آبنوس و كافور به چين صادر مىشد . همين كالاها نيز رو به مغرب مىرفت .
افزون بر اينها ، چوب عود و عطريات و چوب صندل و ادويه در سيراف بازار خوبى داشت .
ماركوپولو نيز مانند ديگر سيّاحانى كه در اين دوره از جنوب هند ديدن كردند ، شرحى دارد درباره تجارت وسيع اسب كه در دست عربها و بازرگانان جنوب هند بود . اينان تجارت اسب با جنوب هند را در انحصار خود آورده بودند و از اين راه سودهاى هنگفت مىبردند و در اندك زمان ثروتمند مىشدند . به دلايلى كه دقيقا روشن نيست ، هنديان هيچگاه به توليد و پرورش اسب نپرداختند و اين كالاى بسيار گرانبها را هميشه وارد مىكردند . ماركوپولو دراينباره مىنويسد :
حال بايد گفت كه در اين سرزمين پرورش اسب معمول نيست . به اين علت تمام درآمد سالانه يا بخش هنگفت آن صرف خريد اسب مىشود . حال شرح مىدهم كه چگونه ، بايد بپذيريد كه بازرگانان هرمز و كيش و ذوفار و عدن ، سرزمينهايى كه در آنجا اسبهاى جنگى و ديگر انواع اسب به مقادير زياد توليد مىكنند ، تعداد زيادى اسب خريدارى كرده و با كشتى براى شاه اين سرزمين و چهار برادر او مىفرستند . قيمت اسب فروشى در اينجا تا 500 « ساگى » طلا مىرسد كه معادل بيش از صد مارك نقره است و يقين داشته باشيد كه شاه هر
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 281
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٨١