شد . حملهء چولا به قلب سرزمين چالوكا به غارت پايتخت آنجا كاليانا انجاميد . شاه چالوكيا انتقام اين حمله را در سال 1050 گرفت . از شدت اين رقابتها در طول سلطنت شاه چولايى كولوتنگاى اول ( 1070 - 1118 ) كاسته شد . شايد به اين سبب كه مادر اين شاه از دودمان چالوكيا بود و اين خويشاوندى عامل نوينى در روابط دو طرف به وجود آورده بود . جنگ با دشمنان ديرينه يعنى پاندياها و كرالا و سيلان ادامه يافت . شريويجيا كه هنوز طعم شكست را به ياد داشت ، سياست مسالمتآميزى در پيش گرفته و در نتيجه بازرگانى جنوب هند رونق يافت و ارتباط نزديكترى با چين برقرار شد . كولوتنگا در سال 1077 هيئتى متشكل از هفتاد و دو نفر بازرگان به آن كشور گسيل داشت .
در ربع سوم سدهء دوازدهم ستارهء اقبال چولا رو به افول گذاشت .
همسايگان تدريجا ايالات مرزى را تصرف كردند . چون قدرت مركزى ضعيف شد ، خانها و زمينداران محلى شروع به سركشى كردند . جنگهاى متعدد منابع چولا را فرسوده ساخته بود . هرچند سرانجام بر همه غلبه كردند ، اما اين پيروزى به قيمت اضمحلال حكومت آنان تمام شد . از اين گذشته چون چولاها توفيق يافتند كه قدرت چالوكياها را از ميان بردارند ، گرفتار واكنش اين موفقيت شدند ؛ زيرا نيرويى كه زمينداران چالوكيا را مهار كرده بود ، از ميان برداشته شد و اينان سلطاننشينهاى نوينى را احداث كرده ، تدارك لازم را فراهم آوردند تا به كشور سلطنتى چولا حمله كنند .
در ميان اينان از همه نيرومندتر ياداواها و هويسالها و كاكاتياها بودند .
ياداواها عمدتا در نواحى شمال دكن مستقر بودند ، چندان دخالتى در نابودى نهايى چولاها نداشتند . حملهء اصلى به چولاها از سمت مغرب و توسط هويسالاها انجام گرفت . در آغاز چولاها ، توانستند در برابر اين حمله ايستادگى كنند . اما دشمن ديرينهء آنان ، سلطاننشين پانديا كه پايتخت آن
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٦٧