تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
غنى و ثروتمند بود و هم از محل بازرگانى با غرب درآمد هنگفت داشت . در سدهء دهم گروه ديگرى از مهاجران سامىنژاد به هند آمدند . برطبق فرمان يكى از شاهان « چرا » مقدارى زمين به ژوزف ربّان واگذار شد . اين قديم‌ترين گواه مهاجرت يهوديان به هند است . هرچند در روايات آمده كه گروهى از آنان در سدهء اول در حوالى كوچين اقامت گزيده بوده‌اند . بازماندگان ژوزف ربان يهوديان « تراوانكور » نام گرفتند و به دو گروه تقسيم شدند . يكى از اين دو گروه سخت پايبند حفظ هويت يهودى خود بود ، اما گروه ديگر هرچند خود را يهودى مىخواند به آميختن با مردم محل تن داد . از تعداد فراوانى سلسله‌ها برمىآيد كه پيدايش نظام دولت واحد و مركزى در دكن عملى نبوده است . خواست‌ها و جاه‌طلبىهاى چالوكياها و راشتراكوتاها و ياداواها و هويسالاها هرچه بوده باشد ، به ناچار آرزوها و بلندپروازىهاى زمين‌داران ديگر آن را محدود مىكرده است . تنها چولاها بودند كه به مقياس زياد توانستند بر زمين‌داران زير دست خود تسلط نسبى يابند و فقط نظام سياسى آنها بود كه توانست در سطح وسيع با روستائيان ارتباط و تماس داشته ، شرايط دستگاه ادارى متشكل را حفظ كند . ترديدى نيست كه موقعيت سياسى راجاراجاى اول با مقام سياسى آموگاهاواراشا ، فرمانرواى راشتراكوتا ، ياويشنو واردهانا ، از سلسلهء هويسالا ، تفاوت فاحش داشته است . القاب سادهء شاهان اوليهء چولا به لقب‌هاى پرطمطراقى از قبيل چاركاوارتيگال ( - شاهنشاه ) تبديل شد . اين مفهوم كه سلطنت موهبتى ايزدى است را تشويق ، اصرار ورزيدند كه براى سلاطين درگذشته معبدهايى برپا شود تا در آن‌جا شمايل آنان پرستيده شود . بر طول و تفصيل تشكيلات دربار به‌شدت افزودند و در ريخت‌وپاش‌هاى سلطنتى راه افراط پيمودند . در نظام چولا نقش سياسى پوروهيتا ( روحانيون ) آن‌گونه كه در نظام سياسى شمال تدوين شده بود ، دچار تغيير و اصلاح شد . راجا - گورو يا روحانى دربارى چولا ديگر تنها مشاور امور دنيوى و مينوى نبود ،