كيشهاى بودا و جينى اندك اندك ميدان را به شكلهاى نوين پرستش دينى ، يعنى فرقههاى عرفانى تاميل ، كه از نخستين جوانههاى نهضتى بود كه بعدها با اسم حركت بهكتى مشهور شد ، سپردند . اينگونه عرفان بر رابطهء مبتنى بر عشق ميان خدا و بندهء او ، آدمى ، استوار بود . نكتهاى كه پيش از اين در انديشههاى هندى برآن تكيه نشده بود . پرستندهء آگاه از ناتوانايىهاى خود عشق خود را به خداوند فاش مىسازد . افشاگرى كه رابطهاى متقابل را مجاز مىساخت و به گونهاى حساس و مؤثر در يكى از سرودهاى تاميل وصف شده است .
چون چهرهاش را ديدى با شادى و سرور مدحش را بگو ،
با دستهاى به هم چسبيده در برابرش تعظيم كن
او را پرستش نما تا اينكه سرت بر پايش بسايد .
پيكر تا آسمان كشيدهاش پرتوان و مقدس است .
آن چهره او كه عبوس است را نخواهى ديد
و جوانى زيبا ، عطرآگين را به نظر خواهى آورد
كه كلامش موزون و زيباست .
هراس نداشته باش . مىدانستم كه خواهى آمد . « 1 »
عرفان تاميل در سدههاى ششم و هفتم ميلادى به صورت موج عظيمى از مقبوليت همگانى درآمد و در سرودها و موعظههاى « نايانارها » ( قديسين شيوايى ) و الوارها ( قديسين ويشنو ) تداوم يافت . سرودهاى اهدايى به شيوا و ويشنو در دو مجموعهء جدا از هم با عنوانهاى تيروموراى و ناليرا پرابندهام حفظ شده است . محبوبترين قديسين شيوا آپار ( كه مىگويند شاه مهاندرا - ورمان را تبليغ كرد ) سمباندرا ، مانيكاكاواساگار و سوندارار هستند . اينان منكر ايزدان ودايى و يا نسبت به آنان بىاعتنا بودند . با منظور
هامش
( 1 ) .Pattuppattu , Tirumunganarrupa di , 285 - 90 Transl . A . L . Basham , The Wonder That Was India , P . 330