تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
همه‌جا شعبه باز كرده و مركز انتشار تعليمات « شانكارا » شدند . علاوه‌براين ، مبشران زيادى نيز به اطراف و اكناف روانه كرد تا تعليمات او را تبليغ كنند . فلسفه و تشكيلاتى كه شانكارا به كار گرفته بود با روش‌هاى بودائيان شباهت بسيار نزديك داشت و همين امر موجب دلخورى شديد بودائيان بود و از اينكه مىديدند روش‌هاى خود آنان عليه خودشان به كار گرفته شده است ، سخت برآشفته بودند . شانكارا به گوشه و كنار شبه‌قارهء هند سفر مىكرد و در گفت‌وگوها و مناظره‌ها درخشندگى خيره‌كنندهء ذهن خود را برملا مىساخت و ديگران را قانع مىساخت تا به آيين ودانتا و ادويتا بگروند . شوق و حرارت او در گفت‌وگو و جدل با مخالفان ودانتا انگيزه شد تا مراكز فلسفى به جاى ايستايى و غفلت روى به انديشه‌هاى نوين بياورند . اما فلسفهء شانكارا در نهاد خود امكان واكنشى منفى را نيز داشت . اگر جهان و هستى اطراف و محيط ما خواب و خيال و وهم محض است ديگر انگيزه‌اى براى پىبردن به نحوهء كاركردن آن و به دست آوردن آگاهى تجربى در ميان نيست . شايد اين نتيجه‌گيرى منطقى بعضا سبب پيدايش نوعى روشنگرى بىمحتوا ، كه در سده‌هاى بعد از مشخصات عمدهء اين مراكز بود ، شد . فرهنگ ودايى تنها فرهنگى نبود كه در جنوب رسوخ كرد . در زمينهء عقايد دينى ديگر فرقه‌ها يعنى فرقه‌هاى ضد ودايى يا غير ودايى نيز حضورى محسوس داشتند . افزون بر كيش جينىها و كيش بودا فرقه‌هاى بهاگاواتا و پاشوپاتا يعنى فرقه‌هاى ويشنوپرست و شيواپرست - توحيد متكى بر نيايش فردى و نه آيين‌هاى متكى بر قربانى - نيز پيدا شدند . در همان اثنا كه دربارها سخت سرگرم و مشغول آيين‌هاى ودايى بودند ، اين فرقه‌هاى تازه از راه رسيده پايگاه‌هاى عميق و استوار مردمى پيدا كردند . سرانجام فرقه عرفانى نيرومندى ، تفوق خود را بر ديگر قدرت‌هاى مذهبى جنوب ثابت كرد و حتى درباريان نيز آن را به رسميت شناختند .
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 252 | روميلا تاپار / همايون صنعتى زاده