زمينهاى كشاورزى به كسانى كه با وداها آشنا بودند . ترديدى نيست كه پادشاهان باورشان بود كه هماهنگى و توافق با الگوهاى ودايى سبب تحكيم موقعيت آنان مىشود . ادعاى برهمن كه با ايزدان ارتباط مستقيم دارند و توانايى دارند قدرتهاى نامريى را به خدمت گيرند ، براى شاهان تاميل پذيرفتنىتر بود تا ادعاهاى روحانيون محلى . انگيزهء ديگر براى پذيرش تعليمات ودايى وعدهء دريافت پاداشهاى اخروى بود .
تحولات ديگرى نيز باعث تقويت سنتهاى ودايى مىشد . نهضتى آغاز شد تا فلسفه ودايى را از ابهامات و ناسازگارىها بزدايد تا بيش از پيش براى همگان پذيرفتنى و قابل فهم باشد . اين نهضت حاصل كوششهاى برهمنى دورانديش بود كه متوجه خطر روزافزون فرقههاى بدعتگذار و آيين عرفانى مورد پسند و محبوب مردم كوچه و بازار شده بود . اين برهمن كه شانكاراچاريا نام داشت ، اهل كرالا بود و به عنوان مفسر جديد مكتب ودانتا و مبشر فلسفهء ادويتا ( مكتب توحيدى ) شناخته شد .
شانكارا مىگفت دنياى محسوس كه ما شاهد آن هستيم ، هم ( مايا ) و خيال است ؛ زيرا واقعيت در پس آن نهفته شده و باحواس موجود آدمى دسترسى به آن ميسر نيست . تنها با پرهيزكارى و تقوا و رياضت مىتوان بر حواس آدمى تسلط يافت و آنها را چنان هدايت كرد كه اجازهء ديدن حقيقت را بيابند . وى ريشهء تعليمات خود را در انديشههاى اوپانيشادى مىديد ، وداها را مقدس و ترديدناپذير مىپنداشت ، بارسوم و آيينهاى زيادى و غيرضرورى مخالفت مىورزيد و مىخواست تا دين هندوى را از پرستش و آيينهاى بىمحتوا پاك سازد . به اين نيت « ماتا » يا حوزههاى علمى خودش را ، كه در آنها پرستش و نيايش ساده توصيه مىشد ، بنياد نهاد . اين ماتاها در « باردينات » ، واقع در هيماليا ، « پورى » واقع در « اوريسا » ، « داوركا » واقع در سواحل غربى و « شرينگرى » واقع در جنوب برپا شده بود و سيل زايران به سوى آنها سرازير بود . اين مراكز ، كه به سرعت صاحب موقوفات فراوان و ثروتمند شدند ، در
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 251
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٥١