نبوده است . احساس ناتوانى آدمى و گناهكارى او ، كه يكى از جنبههاى فرقهء تاميلى بود ، بيشتر مديون به سابقهء كيش بوداست تا به ريگودا . همزمان با پيشرفت و گسترش فرقهء تاميل از نفوذ ديگر فرقههاى بدعتگذاران كاسته شد . بعيد نيست كه فرقهء تاميل پيروان فرقههاى ديگر را به سوى خود جذب كرده باشد .
هرچند برهمنها هيچگاه اين مطلب را نپذيرفتند اما پيدايش و بالندگى فرقهء عرفانى تاميل بعضا واكنش آن منطقه به هجوم و نفوذ فرهنگ آريايى بود . دربارهاى سلطنتى از برهمنها حمايت مىكردند و فرقهء عرفانى را مردم كوچه و بازار . اما بعدها كه فرقهء عرفانى جا افتاد و رسميت يافت پشتيبانى دربارها آن را هم شامل شد . برهمنها كيش هندوى را از طريق نظرات اسرارآميز و كاربرد زبان سانسكريت اشاعه مىدادند . فرقهء عرفانى حرف خود را با لغات قابل فهم و زبان مردمى تاميل مىزد . برهمنها سخت نگران مقررات كاستى بوده و بىهيچگونه گذشتى اصرار داشتند كه علم و آگاهى مذهبى تنها در انحصار طبقهء برهمنهاست . عرفاى تاميل نه تنها مقررات نظام كاستى را ناديده مىگرفتند ، بلكه هيچ فردى را به دلايل طبقاتى از خود دور نمىكردند .
مذهب رسمى و متشكل به پيشوايى برهمنان بر پايههاى قوى مالى و حمايت سياسى استوار بود ؛ پايههايى كه از سوى دربار و بازرگانان توانگر به گونهاى پيوسته تقويت مىشد . معبد محل ، هستهء مركزى زندگى دينى مردم بود . در آنجا بود كه دو سطح اعتقادى ، برهمنى و عرفانى با يكديگر تلاقى مىكرد . هزينههاى معبد از محل موقوفات و نذورات تأمين مىشد .
موقوفاتى كه اگر از سوى دربار و خانوادهء سلطنتى وقف شده بود ، روستا يا زمين زراعى بود و در غير اين صورت سرمايهگذارىهايى بود كه بازرگانان و اصناف وقف كرده بودند . اشيا و لوازم كمبهاى معبد مانند شمايلهاى كماهميتتر ، چراغ ، روغن و غيره معمولا از محل نذورات افراد تنگدست
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 256
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٥٦