تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
مشهور زبان تاميل شيلاپاديگارام و مانىميگالاى آفريده شد كه در آن دو اثر ، آشنايى با اسلوب ادبى سانسكريت آشكار ، اما هردو از آن‌گونه تصنع كلام ، كه حال گريبانگير ادبيات سانسكريت شده بود ، مبرا بودند . آنچه باعث پيشرفت و فراگيرى زبان تاميل مىشد ، نهضت دينى مورد پسند همگان بود كه مبشر آن گروهى از خوانندگان سرودها و واعظان محبوب مردم بودند كه در ادبيات معاصر از آنها با نام « قديس » ياد مىشود . زبانى را كه اين « قديسين » به كار مىبردند زبان تاميل بود بنابراين در مقام مقايسه با ديگر زبان‌هاى رايج در جنوب با سرعت بيشترى تحول يافت . نفوذ فرهنگ شمال در جنوب سبب شد تا پاره‌اى از انديشه‌ها و افكار شمالى در جنوب پذيرفته و مستحيل و برخى از آنها اصلاح يا مردود واقع شوند . بعضى از اين افكار باعث فعل و انفعال شده ، قالب‌هاى نوينى را در زندگانى اجتماعى جنوب و شمال هند پديد آوردند . پيدايش فرقه‌هاى عرفانى تاميلى يكى از نتايج اين فعل و انفعال ميان شمال و جنوب بود . همراه با رواج بازرگانى ، آمد و شد از شمال به جنوب رونق يافت و جمعى از مردم شمال در جنوب سكونت گزيدند و زمينه براى پذيرش انديشه‌هاى نو فراهم گرديد . برهمن‌ها به عنوان پاسداران سنت‌هاى ودايى به جنوب آمده بودند . سنتى كه مىپنداشتند مقدس‌ترين و ارزشمندترين موهبت شمال هند است . به‌هرحال ، سنت ودايى فرهنگ آرين‌ها مىبايست از آلوده شدن با فرهنگ سكاها و كوشانيان و بعدها هون‌ها حفظ شود . برهمن‌ها در جنوب به عنوان محافظان سنت مورد احترام بودند . بهترين پشتيبان آنان شاهان سلطان‌نشين‌هاى جنوب بودند كه مىخواستند مانند دربارهاى سلطنتى شمال با هماهنگى با سنت‌ها ، حد اعلاى مشروعيت و محبوبيت را كسب كنند . در اين مورد مراد از سنت همان تعبيرى بود كه برهمن‌ها از آن عرضه مىداشتند ؛ خواه انجام آيين‌هاى قربانى ودايى باشد يا واگذارى و بخشش