« ماتا » ( مركز آموزش وابسته به معبد ) مقبوليت همگانى يافت كه مخلوطى بود از مركز آموزشى و استراحتگاه كه در آن هزينههاى دانشجويان رايگان بود . اينگونه مؤسسات سبب شهرت فرقهاى مىشد كه هزينههاى آن را متقبل بود . طبيعى بود كه ايجاد « ماتا » در محل اجتماع زائران ، يعنى جايى كه مفاوضات دينى صورت مىگرفت ، بيشتر مؤثر و مفيد واقع شود .
زبان رايج در اين مؤسسات آموزشى سانسكريت بود ، كه زبان رسمى دربار نيز بهشمار مىآمد و به همين علت در محافل ادبى مورد استفاده قرار مىگرفت . دو اثر برجسته به زبان سانسكريت معيار سنجش ارزش ادبيات سانسكريت در جنوب بود . يكى اثر بهاراواى موسوم به « كيراتارجونيا » و ديگرى تأليف مشهور داندين به اسم « داشا كومارا چارتيا » ( داستان ده شاهزاده ) . اما تمايل اديبان و نويسندگان به ادبيات مصنوعى بود كه نمونهء افراطى آن اثرى منظوم از همين داندين فوق الذكر بود كه با چنان تردستى ساخته شده بود كه اگر از يك طرف آن را مىخواندى ، داستان رامايانه بود و اگر از طرف ديگر قرائت مىشد مهابهاراتا بود . كسانى كه تا اين حد سرگرم آفرينش ادبيات تصنعى بودند ، از وجود زبانهاى ديگرى كه وسيلهء انتقال ادبيات جديد در جنوب مىشد بىخبر بودند . مراد زبانهاى تاميل ، در دورترين نواحى جنوب ، و زبان كاناندا در دكن است . اشاراتى به جا مانده كه حكايت از وجود ادبيات قابل ملاحظه به زبان كاناندا در اين دوره مىكند كه از آن چيزى باقى نمانده است . در يكى از كتيبههاى سدهء هفتم ميلادى يكى از شاهان چالوكيا در بادامى زبان كاناندا را زبان پراكريت محلى يا زبان رسمى محل مىخواند و زبان سانسكريت را زبان فرهنگى . اين گفته به گونهاى جامع روابط ميان اين دو زبان را خلاصه مىكند . درحالىكه زبان تاميل هم صاحب شعر حماسى بود و هم داراى غزلهاى فراوان . حتى شعرهاى تعليمى ملهم از كيش جينىها مورد پسند همگان و ورد زبانها شده بود . اشعارى چون سرودههاى « كورال » و « نالاديار » را مردم به سينه سپرده بودند . اندكى بعد دو حماسهء
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٤٩