آرينها ، شد دخالت اقوام كمفرهنگترى بود كه در نيمهء اول هزارهء دوم ق . م درهء سند را اشغال كردند . به سال 1500 ق . م كه مىرسيم فرهنگ هارپا نشان از زوال و افول دارد . در حوالى همين ايام است كه هندو آرينها از سوى ايران مشخصات نوينى را وارد زمينهء فرهنگى شمال غربى شبهقاره هند مىكنند .
اين ناحيهء شبهقاره براى هميشه به صورت چهارراه ارتباط با نواحى شمالى و غربى رود سند و سلسله كوههاى هندوكش درمىآيد . گاهى اين ناحيه در تحولات سياسى شبهقاره مستحيل مىشد و بهصورت يكى از بخشهاى مجموعهء فرهنگى آنجا درمىآمد . به همين شيوه ، نواحى غرب هندوستان نيز با نواحى نزديك به درياهاى واقع در مغرب يعنى خليج فارس و درياى احمر در ارتباط بود . يكى از دلايل عمدهء دگرگونى و جدايى تحولات در دشتهاى سند و گنگ همين ارتباط بود .
در نواحى دوردست شرقىتر درهء گنگ ، شواهدى به دست آمده كه حكايت از وجود اجتماعات كوچك آدمى مىكند كه در دورهء برزخى ميان شكارچى بودن و كشاورزشدن مىزيستهاند . اينان انواع ابزار و ادوات سنگى و مسى داشته و نوعى سفال اخرا رنگ پست توليد مىكردهاند . اينان بايستى همان مردمى باشند كه اقوام آريايى هنگام مهاجرت اوليه به درهء گنگ با آنان روبرو شده بودند ؛ زيرا سفال خاكسترى رنگ نقاشى شده كه معمولا ( بهطور موقت ) با هند و آرينها تداعى مىشود در آن لايههاى نقاط كاوشهاى باستانى يافت شده است كه روى لايهء حاوى سفال اخرا رنگ قرار دارد .
سفال خاكسترى نقاشى شده در نيمهء غربى درهء گنگ يافت مىشود و طيف تاريخى آن 1100 - 500 ق . م است . اخيرا در محلهاى باستانىتر آهن نيز يافت شده است . شايد بتوان نتيجه گرفت كه ، بر خلاف آنچه تابهحال تصور مىشد كه آهن در حوالى سال 800 ق . م در هندوستان مصرف مىشده ، حتى در زمانهاى پيش از اين تاريخ نيز در آنجا رواج داشته است . وجود سفال خاكسترى رنگ نقاشى شده حاكى از وجود جوامع روستايى است كه با
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٤