شفافيت كافى برخوردار نيست ؛ اما اين اصطلاح غير دقيق در مطالعات و تحقيقات تاريخى امروزى چنان جاافتاده كه اگر بخواهيم آرينها را با نام واقعى قومى آنان بخوانيم ، نوعى مته به خشخاش گذاشتن خواهد بود .
دربارهء جمعيت شبهقارهء هند در ادوار مختلف محاسباتى موقتى صورت گرفته كه جنبه حدس و گمان آن بر واقعيت مىچربد . بر پايهء يكى از تخمينها ، جمعيت شبهقاره در پايان سدهء چهارم ق . م در حدود صد و هشتاد و يك ميليون نفر بوده است . « 1 » اين تخمين بعضا براساس تعداد نفرات ارتش هند زده شده است ؛ تعدادى كه در منابع يونانى مربوط به اردوكشى اسكندر مقدونى به هندوستان آمده است . البته اين امكان وجود دارد كه مؤلفان يونانى از روى قصد و عمد در اين شمارش و ارقام اغراق و گزافهگويى كرده باشند تا به خوانندگان خود بقبولانند كه اسكندر براى ادامهء لشكركشى به درهء رود گنگ با چه مشكلات نظامى سهمگينى روبرو بوده است . رقم تخمينى صد و هشتاد و يك ميليون نفر به نظر زياد مىآيد . رقم صد ميليون و يا شايد كمتر براى آن دوره معقولتر و واقعىتر است . در اوايل سدهء هفدهم جمعيت شبه قاره حدود صد و ده ميليون نفر تخمين زده مىشد . « 2 » اولين سرشمارى ادارى كه به وسيلهء انگليسىها در سال 1881 انجام شد ، جمعيت هندوستان را اندكى بيش از 253 ميليون نفر برآورد كرده است .
با چنين زمينهاى از اقوام و فرهنگهاى مختلف بود كه در ايام پيش از تاريخ طوايف آريايى زبان از طريق مرزهاى شمالى وارد شبهقارهء هندوستان شدند و بر تمدن هندى اثر گذاشتند .
هامش
( 1 ) .J . M . Datta " Population of India about 320 B . C . , Man in India " , Vol . 42 . No . 4 Oct . - Dec . 1962 .( 2 ) .T . Moreland , Agrarian System of Muslim India ( Cambridge , 1929 ) .