تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 22

مساهمون:

ص٢٢
بلوخ « 1 » دربارهء فئوداليسم اروپا را به‌صورت ابزار تحقيق مورخان هندوستان درآورده است . باستان‌شناسى سبب شد تا اشيايى كه در اثر كاوش‌ها به‌دست مىآيد ، يعنى حقايق ملموس و سه بعدى سودمندتر براى بازسازى تاريخ هندوستان ، جمع‌آورى شود . اين‌گونه حقايق نه تنها مؤيد شواهد ادبى بوده و داده‌هاى آمارى را تأكيد مىكند بلكه كمكى است براى پركردن شكاف‌هاى موجود ؛ مخصوصا در دوره‌هاى نخستين تاريخ هندوستان . شواهدى كه در سال‌هاى اخير در زمينهء تاريخ قبل از پيدايش خط هندوستان به‌دست آمده ، به خصوص در راستاى تشخيص سرچشمه‌هاى تحولات فرهنگى بعدى ، بسيار ارزشمند بوده‌اند . حتى آشنايى سطحى با نقشهء باستان‌شناسى شبه‌قارهء هندوستان ، در قرن‌هاى پيش از پيدايش خط ، براى درك درست ايام اوليهء تاريخى آن ديار بسيار سودمند است . نخستين آثار فعاليت و حيات آدمى كه تابه‌حال يافت شده ، حكايت از آن دارد كه اين فعاليت در فاصلهء دوران يخبندان دوم ، يعنى 000 / 400 - 000 / 200 ق . م آغاز شده و اين آثار عمدتا از ابزار و آلات سنگى هستند . سپس دورهء تحول بسيار كندى آغاز شد كه به تدريج بر سرعت تحول آن افزوده شد تا آنكه به تمدن درخشان درهء سند ( يا به قول امروزى فرهنگ هارپا « 2 » ) در حدود 2500 ق . م منجر شد . پيش طلايهء فرهنگ « هارپا » ، روستاهاى باستانى واقع در تپه‌هاى بلوچستان و سواحل مكران كه در مغرب رود سند - فرهنگ كولى « 3 » - و پاره‌اى از جوامع روستايى رودخانه‌هاى راجستان و پنجاب است . از نظر مساحت ، فرهنگ هارپا گسترده‌ترين فرهنگ‌ها بود . نه‌تنها دشت
هامش
( 1 ) .Marc Block( 2 ) .Harappa( 3 ) .Kulli