استخوان مردگان و اشياى همراه آنان ، از قبيل ظروف سفالين سياه و قرمز ، نهاده شده بود . اين آثار معمولا در حوالى زمينهاى حاصلخيزى يافت مىشود كه با استفاده از استخرهاى دستساز آب به منظور آبيارى ، كشت مىشد ؛ نكتهاى كه از درجهء بالاى تعاون در ميان سازندگان آنها حكايت مىكند . اين فرهنگ پارينه سنگى كه در جنوب هندوستان كه در فاصله سالهاى 300 ق . م الى 100 ميلادى رونق داشت ، ما را به دورهء تاريخى جنوب هند مىرساند .
تركيب قومى مردمى كه اين فرهنگها را به وجود آوردند يكدست نبود .
پژوهشهاى مردمشناسى لااقل شش نژاد عمده را در شبهقارهء هند تشخيص داده است . قديمىترين اين نژادها سياهپوستان افريقايى بودند ؛ استراليايى مانندهاى بدوى به دنبال آنان . سپس به ترتيب مغول مانندها و مديترانهاىها و براكى سفالهاى « 1 » غربى و سرانجام شمالىها . در ميان استخوانهاى مردگان يافت شده در نقاط مربوط به تمدن هارپا ، آثار نژادهاى استراليايى مانندهاى بدوّى و مديترانهاى و آلپى و مغولى مانندها يافت شده است . مىتوان پنداشت در آن عصر هر پنج نژاد نامبرده در هندوستان سكونت يافته بودند .
عامل اوليه جمعيت هندوستان را استراليايى مانندهاى بدوى تشكيل مىدادند كه با زبانى متعلق به گروه زبانهاى اوستريك « 2 » سخن مىگفتند . نمونهء آن زبان موندا « 3 » است كه طوايف بدوى معينى هنوز بدان تكلم مىكنند . نژاد مديترانهاى را معمولا با فرهنگ دراويدى مربوط مىدانند . اقوام مغولى مانند در حواشى شمال شرقى و شمال شبهقاره متمركز بوده ، زبان آنان ازجمله گروه زبانهاى چينى - تبتى است . آخرين قومى كه پا به شبهقارهء هند گذاشت ، طوايف شمالى معروف به آرين هستند . اصطلاح آرين بيشتر معرف زبان است تا تعريفى از يك نژاد . بنابراين عبارت « آمدن آرينها » از دقت و
هامش
( 1 ) .Brachycephal( 2 ) .Austric( 3 ) .Munda