اين كتاب مشخص كردن رويدادها و بنيادهايى است كه در شكلگيرى فرهنگ هندوستان مؤثر بودهاند . از اينرو ، از تمايل به ارزيابى فرهنگ هند و داورى قطعى دربارهء ارزشهاى آن پرهيز شده است ؛ زيرا اينگونه داورى ، در چنين فضاى تنگ تاريخى ، به نتيجهگيرىهاى مبتذل و بىمحتوا منجر خواهد شد . اين كتاب تاريخ سياسى هند نيست . از ترتيب تاريخى روىكار آمدن سلسلهها عمدتا بهعنوان چهارچوبى در زمان استفاده شده است . در اثناى رديابى چگونگى تحول پارهاى از جوانب زندگانى هنديان - از جمله ساختار اقتصادى روابط متغير اجتماعى ، محتواى تاريخى ، نهضتهاى مذهبى و پيدايش نشو و نماى زبانهاى گوناگون - الگوهاى معين پيدا شده است . نيت از تدوين اين كتاب توصيف اين الگوها و تعبير و تفسير وقايع به نحوى قانعكننده است .
در سالهاى اخير تاريخ اوليهء هندوستان در اثر جمعآورى شواهد به دست آمده از دو فن نوين غنىتر و پربارتر شده است : يكى از طريق مطالعهء يكنواخت و منظم جوانب گوناگون اجتماع و ديگرى از راه به دست آوردن شواهد مربوط به آن زمان به وسيلهء باستانشناسى . اهميت طريق اولى از اين واقعيت ناشى است كه در زمينهء برخورد با گذشتهء هندوستان ، امكانات نوينى را فراهم آورده است . با اين امكانات مىتوان چنان پرسشهايى را مطرح ساخت كه در پاسخ به آنان ، شايد درك درستترى از تاريخ هندوستان نهفته باشد . هماكنون چنين برخوردى در پارهاى از زمينههاى پژوهشى به كار گرفته شده است . علاقه به جامعهشناسى انگيزهاى شده است تا به مطالعات تطبيقى روى آورده شود ، آن هم نه به شيوهء قديمى كه فرهنگى را ملاك قرار مىدادند و ديگر فرهنگها را با مقياس آن اندازه مىگرفتند ، بلكه فرهنگهاى متعدد را همسطح و همطراز تجزيه و تحليل كرده و با يكديگر تطبيق مىكنند . اينگونه برخورد است كه مطالعات تاريخى مانند اثر مارك
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 21
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢١