دودمانهاى سلطنتى محلى بودند كه در كانچىپورام فرمانروايى مىكردند .
كتيبههاى بعدى مربوط به كسانى مىشود كه مورخان آنان را پالاواهاى شاهنشاهى مىخوانند و بر تاميل - ناد تسلط داشته و نخستين سلسله مهم تاميل بهشمار مىآيند . در يكى از باستانىترين اين كتيبهها آمده است كه پالاواها انواع قربانىهاى ودايى و ازجمله اشوامدها را انجام مىدادهاند . به اشكال مىتوان تشخيص داد كه آيا انجام اين مراسم در آن مقطع زمانى در جنوب هندوستان معناى واقعى داشته است يا لااقل براى مردم محل حائز اهميت بوده است ؛ مگر اينكه بگوييم علامت و نشانى بوده كه بعضى از جوانب فرهنگ آريايى پذيرفته شده بود . دربارهء يكى ديگر از شاهان اين سلسله شهرت دارد كه مقادير هنگفتى طلا و يك هزار گاوآهن در ميان مردم تقسيم كرده است . از اين داستان آشكارا برمىآيد كه سلاطين اوليهء پالاوا ، با توجه به اهميت مزاياى اقتصاد متكى بر كشاورزى در مقابل اقتصاد متكى بر حشمدارى ، آباد كردن اراضى و سكونت در روستا را تشويق مىكردهاند .
در ميان گروه بعدى فرمانروايان پالاوا ، مهاندرا ورمان اول ( 600 - 630 ميلادى ) موجبات استحكام قدرت سياسى پالاواها را فراهم آورد . نام او به عنوان عامل مؤثر و پشتيبان فرهنگ اوليهء تاميل در تاريخ ثبت شده است . وى با هراشاى اهل تهنسار همزمان بود . شگفتانگيز آنكه وى نيز نمايشنامهنويس و شاعر بااستعدادى بود و پديدآورندهء نمايشنامهء ماتاويلاسا - پراهاسانا ( حلاوت مستان ) . در روزگار سلطنت وى بود كه زيباترين معابد سنگى پالاوا ، ازجمله معبد مشهور مهابالى پورام ، حجارى و ساخته و پرداخته شد . مهاندراورمان در آغاز از پيروان كيش جينىها بود . اما بعد در اثر راهنمايى قديس آپار به كيش شيوا درآمد ؛ رويدادى كه بعدها سبب وقايع اسفناك براى كيش جينىها در تاميل - ناد شد . اما ايام سلطنت او تنها صرف نمايشنامهنويسى و شعر گفتن و بناى معابد نشد . وى جنگهاى متعدد كرد . شاه معاصر او در نواحى شمال ، هارشا بود ؛ اما فاصلهء جغرافيايى
تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 233
مساهمون: روميلا تاپار
ص٢٣٣