تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ هند ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
زياد مانع از كشمكش آن دو بود ولى شاهان تازه به قدرت رسيدهء چالوكيا در جوار او بودند . پولاكشين دوم ، كه معاصر مهاندراورمان بود ، تصميم گرفته بود در برابر جاه‌طلبىهاى پالاواها ايستادگى كرده ، مانع تسلط آنان بر ونگى شود . اين هدف باعث بروز يك رشته كشمكش‌هاى طولانى ، معروف به جنگ‌هاى پالاوا - چالوكيا ، شد . كشمكش‌هايى كه با انقراض هر دو سلسله موقتا قطع شد ، اما آتش جنگ به زودى ميان جانشينان آنان دوباره روشن شد . پولاكشين با حمله به كادامباها و گنگاها در جنوب توانايىهاى سپاه خود را آزمود . كاميابى او در اين حمله سبب شد تا با موفقيت به سرزمين ناندهرا نيز هجوم آورد . وى آن‌گاه در سواحل رود نارمدا ، هارشا را شكست داد . لاتا و مالوا و گجرات را به اطاعت از خود واداشت . پس از بازگشت به بادامى لشكركشى پيروزمندانهء ديگرى را ، اين‌بار عليه مهاندراورمان ، رهبرى كرد كه به تصرف پاره‌اى از استان‌هاى پالاواى شمالى انجاميد . انتقام شكست پالاواها گرفته شد . مهاندراورمان مرده بود ، اما جانشين او به‌نام ناراسيمها ورمان اول عزم جزم كرده بود تا استان‌هاى از دست داده را پس بگيرد . او در سال 642 ميلادى ، با يارى شاه سيلان ، در اين زمينه كامياب شد . ناراسيمهاورمان تا شهر بادامى ، پايتخت ، پيش رفت و آن‌جا را اشغال كرد و لقب « واتاپى كومدا » فاتح واتاپى را برخود گذاشت . حال نوبت چالوكياها بود تا واكنش نشان دهند . در همين ايام ، پالاواها به طرفدارى از متحد سابق خود شاه سيلان كه تاج و تخت خود را از دست داده بود گرفتار جنگ‌هاى دريايى شده بودند . فترت دوازده ساله در سلسلهء چالوكيا موجب متاركهء جنگ شد . پالاواها در سيلان مشغول بودند . چالوكياها سعى داشتند كشور پاره‌پاره شدهء خود را متحد و خان‌هاى محلى را به انقياد درآورند . در سال 655 يكى از فرزندان